|
سرگذشت دانشمندان و مراکز دانش در حمله مغول |
|
نویسنده : نورالله كسائي
|
|
۲۷ بهمن ۱۳۸۸ |
|
  در این نوشته برآنیم که تنها از سرگذشت دانشیان ونهادهاى دانش و آموزش در ماجراى حمله مغول آنهم از دیدهها و نوشتههاى کسانى سخن بگوئیم که در این روزگار وا اسفا زیسته،از متن حوادث نیمجانى به در بردهاند. با این همه کوتاه سخنى از اوضاع سیاسى و زندگى اجتماعى مردم و سرزمینهایى که قربانى این مصیبت جانکاه شدهاند ضرورى مىنماید و نیز یادآور مىشویم که ایران در گذرگاه حیات پرمخاطره سیاسى خود هیچگاه در رویارویى با سپاهى سازمانیافته و بزرگ و جنگى فراگیر شکست نخورده و خود را نباخته است، بلکه رواج تدریجى جهل و بىخردى، زمینهساز بىخبرىها و به دورماندن از واقعیات، و نیز شکاف بین دولت و ملت، فرسودگى درونى دستگاه حاکمه و گسستن پیوندهاى اعتقادى مردم با حکمرانان و سرخوردگى آنان از حکمرانان شده و این خود نفوذ و هجوم نیروهایى را در پى داشته که نه چندان چشمگیر بودهاند و نه چندان خطرناک، اما ناباورانه و آهسته به درون راه یافته و کار ملک و ملت را ساختهاند. این مقاله همچنین پاسخى است به آنها که تنها گفتند: «تاتار آمدند و کشتند و سوختند و بردند و رفتند»، اما نگفتند چرا؟ بیان برخى از آشفتگىهاى سیاسى اجتماعى سرزمینهاى شرقى آسیا، و نفاق حکمرانان و نیرنگ خلیفگان و نیز بخشهایى که از سوانح حمله مغول مصون مانده و پناهگاه دانش و دانشمندان آسیب دیده از این مصیبت دردناک شده و رجال با دانش و درایت ایرانى که در این مرحله خطیر با نفوذ معنوى و سیاسى در دستگاه حکمرانان تاتار منشأ خدمات علمى و اجتماعى شدند از دیگر گزارشها در این مقاله است. |
|
آخرین بروز رسانی ( ۲۷ بهمن ۱۳۸۸ )
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
نویسنده : سيدابراهيم سيدعلوي
|
|
۲۵ بهمن ۱۳۸۸ |
|
درباره انگیزهها و علل گرایش توده پاکنهاد ایرانى به آئین مقدس اسلام و نیز تشیع ایرانیان و موجبات رواج تفکر شیعى در این خطه از سرزمین اسلامى اظهار نظرهاى گوناگون شده و احیانا بدون ذکر شاهد و دلیل منطقى، استنباطهاى من عندى به عمل آمده و عمدتا گرایشهاى عقیدتى و پیشداورىهاى غیر اصولى و تعصب و غرض ورزى در آنگونه اظهار نظرها و استنباطها بىتأثیر نبوده است. 1 |
|
ادامه مطلب ...
|
|
متدلوژی شرق شناسی در مطالعات تاریخ اسلام |
|
نویسنده : محمد عبود ـ مترجم: حسن حسين زاده شانه چي
|
|
۱۸ بهمن ۱۳۸۸ |
|
مسئله روش شناسی که شرق شناسان از نیمه قرن نوزدهم در مطالعات خود در باب تاریخ اسلام دنبال می کنند, به عللی چند حایز اهمیت است: |
|
ادامه مطلب ...
|
|
مهدويت از منظر اسماعيليان و قرمطيان |
|
نویسنده : عليرضا روحي ميرآبادي
|
|
۰۸ بهمن ۱۳۸۸ |
فرقه اسماعيليه در نيمه دوم قرن دوم هجري، براساس اعتقاد به امامت اسماعيل، فرزند امام جعفر صادق(ع)، شكل گرفت. اسماعيليان در خصوص مهدويت عقايد خاصي مطرح كردند؛ اسماعيل، نخستين كسي بود كه آنان به عنوان مهدي موعود و امام هفتم معرفي كردند؛ هر چند اكثريت اسماعيليان به مهدويت محمد بن اسماعيل معتقد شدند و او را امام هفتم و پايان دهنده دور ششم دانستند. به طرفداران اين اعتقاد «قرمطي» اطلاق شد. قرمطيان در ابتدا و براي مدت كوتاهي به مهدويت احمد بن محمد بن حنفيه گرويدند و سپس به مهدويت محمد بن اسماعيل بازگشتند. عبيدالله مهدي، نخستين خليفه فاطمي، با اجراي اصلاحاتي، مهدويت خويش را مطرح كرد. در دوره المعز، خليفه چهارم فاطمي، بازگشت محدود به مهدويت محمد بن اسماعيل با تغييراتي مطرح شد. در زمان الحاكم، دروزيان معتقد به الوهيت الحاكم شدند و با ناپديد شدن وي در 411ه، غيبت و رجعت وي را باور كردند. در مقالة حاضر روند اعتقاد به مهدويت در فرقة اسماعيليه و شعب آن بررسي ميشود. |
|
ادامه مطلب ...
|
|
|
<< شروع < قبل 1 2 3 بعد > آخر >>
|