نویسنده :محمد سخايي  
1387/02/01 ساعت 07:51:43
 3-s-h
در سوى ديگر «جماعت اسلامى‏» است كه در راس حركت‏هاى اسلامى غرب‏ستيز و بويژه ضد امريكايى قرار دارد. اين جماعت، با آن كه دلايل قوى بر پيوند نزديك آن با تشكيلات القاعده وجود ندارد، اما مقولاتى شبيه مقولات فكرى القاعده را مبناى خود قرار داده است. شخصى كه عمر فاروق خوانده مى‏شود و گويا شهروند كويت و از زندانيان نيروهاى امريكايى است كه در پايگاه هوايى بگرام افغانستان دستگير شده، اعتراف كرده كه در سلسله عمليات و انفجارات در كليساهاى اندونزى - كه در شب سال نو 2001 م 18 كشته بر جاى گذاشت - دست داشته است. وى ادعا كرده كه تحت فرمان شيخ ابوبكر باعشير - 64 ساله - كه مقامات امنيتى او را رهبر معنوى جماعت اسلامى مى‏دانند، بوده است


چرا دولت اندونزى دست‏به كودتايى عليه سازمان‏هاى اسلامى راديكال زد؟ آيا ماه عسل طولانى بين پليس و جماعت اسلامى به پايان آمده است؟ برنامه سازمان‏هاى راديكال درباره حكومت و دولت جاكارتا چيست؟ آيا درست است كه برنامه‏اى براى كودتا در جنوب شرق آسيا - كه شامل اندونزى، سنگاپور، مالزى و فيليپين مى‏شود - در جريان بوده است؟ رابطه اين برنامه با جدايى تيمور شرقى چيست؟
اينها پرسش‏هايى است كه با مطالعه و بررسى اوضاع جارى اندونزى، به پاسخشان دست‏خواهيم يافت.
 
دو نوع از جنبش‏هاى اسلامى
اندونزى كه با داشتن 220 ميليون جمعيت، بزرگترين دولت اسلامى جهان به شمار مى‏آيد، هم اكنون شاهد دو گونه از اسلام سياسى است. يكى از اين دو، گسترده و پردامنه است و در بيان و عمل از روش دموكراتيك پيروى مى‏كند و جماعت‏هايى را زير چتر خود دارد كه برجسته‏ترين آنها «جماعت محمديه‏» است. اين جماعت‏حدود 30 ميليون عضو دارد. ديگرى «جماعت نهضه العلما» است كه حدود 40 ميليون عضو دارد. قطب برجسته جماعت محمديه - كه جماعتى ميانه رو است - شيخ سيف المعارف و برجسته‏ترين شخصيت جماعت نهضه العلما، شيخ مصدوقى بيدلوى است. اين دو جماعت‏بسيار شبيه طريقت‏هاى صوفيه هستند. از اين جهت كه به طور مستقيم با سياست‏سر و كار ندارند; هر چند براى اعضاى خود حق فعاليت‏حزبى و مشاركت در فعاليت‏هاى سياسى و فرهنگى قائلند. اين دو جماعت همراه چند جماعت كوچك‏تر در مرز تعادل و توازن بين جماعت‏هاى معتدل و جماعت‏هاى تندرو راديكال قرار دارند.
در سوى ديگر «جماعت اسلامى‏» است كه در راس حركت‏هاى اسلامى غرب‏ستيز و بويژه ضد امريكايى قرار دارد. اين جماعت، با آن كه دلايل قوى بر پيوند نزديك آن با تشكيلات القاعده وجود ندارد، اما مقولاتى شبيه مقولات فكرى القاعده را مبناى خود قرار داده است. شخصى كه عمر فاروق خوانده مى‏شود و گويا شهروند كويت و از زندانيان نيروهاى امريكايى است كه در پايگاه هوايى بگرام افغانستان دستگير شده، اعتراف كرده كه در سلسله عمليات و انفجارات در كليساهاى اندونزى - كه در شب سال نو 2001 م 18 كشته بر جاى گذاشت - دست داشته است. وى ادعا كرده كه تحت فرمان شيخ ابوبكر باعشير - 64 ساله - كه مقامات امنيتى او را رهبر معنوى جماعت اسلامى مى‏دانند، بوده است.
دستگاه‏هاى اطلاعاتى غربى و امريكايى، بر اين گمان‏اند كه جماعت اسلامى، تشكيلات بزرگى است كه در سراسر جنوب شرق آسيا گسترده است و اعضاى آن روش تغيير قهرآميز را در پيش گرفته و به دليل مخالفتشان با افكار مگاواتى سوكارنو و مخالفت‏با حضور وى در راس دولت، در صدد ترور او هستند.
 
امريكا و تروريسم بين‏المللى
جماعت اسلامى اين اتهامات را به طور كلى رد مى‏كند و بيانيه وزارت خارجه امريكا را - كه اين جماعت را به سبب ارتباط با القاعده در ليست‏سازمان‏هاى تروريستى قرار داده - اجحاف‏آميز و فاقد بديهى‏ترين قواعد عدالت دانسته است; زيرا واشنگتن در حالى اين جماعت را مسئول عمليات بالى شناخته، كه هيچ دليلى بر اين ادعا - حتى در داخل اندونزى - وجود ندارد.
تحليل‏گرى استراليايى، در صدد جست‏وجوى اسباب و عواملى برآمده كه در فهم راز هدف قرار گرفته شدن استراليايى‏ها در عمليات بالى كمك كند. يكى از مواردى كه وى بدان اشاره مى‏كند، اين است كه استراليا پيش از هر چيز، بزرگ‏ترين قدرت نظامى غربى در منطقه است و نقش اين كشور در مسئله تيمور شرقى، احساس كينه و نفرت عميقى را در مردم اندونزى پديد آورده است. اين احساس با مرور زمان رنگ نباخته و بلكه پر رنگ‏تر شده است و حتى گروه‏هايى كه در گذشته، چندان مخالفتى با استقلال جزيره تيمور شرقى نداشته‏اند، امروزه نسبت‏به استراليا دل‏چركين‏اند. تحليل‏گر استراليايى، اين احساس منفى نسبت‏به استراليا را يكى از انگيزه‏هاى احتمالى نهفته در پس پرده انفجار بالى مى‏داند.
اما رييس كميسيون بين‏المللى تحقيق درباره عمليات بالى، بر آن است كه چندين فرضيه در اين باره وجود دارد كه بايد با عيار حقايق سنجيده شود.
چه بسا اين پرسش مطرح باشد كه چرا جهانگردان استراليايى، هدف عمليات قرار گرفته‏اند و آيا نزاعى سياسى، منطقه‏اى و دينى در منطقه، جريان داشته كه حادثه انفجار بالى، حكايت از آن مى‏كند؟ هوگ وايت، مدير مركز مطالعات سياسى استراتژيك استراليا، تحليلى قابل تامل‏تر ارائه داده است. وى مى‏گويد: «عاملان عمليات انفجار بالى، گويا فرهنگ غربى را هدف قرار دادند; ولى مكان مورد هدف بسيار معروف و شايد به طور نمادين، نقش احتمالى استراليا را در جنگ احتمالى با عراق، تداعى كند.»
برخى ديگر از تحليل‏گران معتقدند كه تمام منطقه شرق آسيا، همواره در معرض عمليات‏هاى تروريستى‏اى است كه جماعت‏هاى اسلامى راديكال و مخالف ارتباط منطقه با استراتژى‏هاى امريكا، بدان دست مى‏زنند.
 
اتحاديه اسلامى جنوب شرق آسيايى
در اين چارچوب، دعوت جماعت اسلامى - كه شيخ ابوبكر باعشير زعامت آن را عهده‏دار است - به ايجاد اتحاديه‏اى اسلامى، شامل اندونزى و مالزى و بخش مسلمان نشين فيليپين - و به عبارت ديگر مسلمانان جنوب شرق آسيا - به هدف احياى كيان جغرافيايى اسلامى اين منطقه كه تا پيش از پا نهادن استعمارگران هلندى و اسپانيايى به اين منطقه برقرار بود، قابل تامل است. با اين وضع، اتهام دست داشتن در عمليات بالى به جماعت اسلامى، و فشار غرب بر دولت مگاواتى سوكارنو - دختر بنيان‏گذار اندونزى جديد - براى مبارزه با جنبش‏هاى اسلامى تندرو، به معناى سد راه رشد اين گونه دعوت‏ها و حركت‏ها است كه از چالش‏هاى دينى و مذهبى و ضعف خود، دولت تغذيه مى‏كنند; دولتى كه در تحقق آشتى و وفاق بين دستگاه‏هاى نظامى و امنيتى و به‏طور مشخص بين نيروهاى مسلح و پليس موفق نبوده است.
واقع اين است كه جماعت‏هاى اسلامى در اندونزى، به لحاظ عملياتى از گسترش اختلاف بين ارتش و پليس كه در گفته‏هاى مسئولان آنها آشكار است، بيشترين استفاده را برده‏اند. رهبر اين جماعت، شيخ باعشير اكنون در درمانگاهى در جاوه، تحت نظر قرار دارد.
 
جنبش «لشگر جهاد»
در مقابل، جنبش «لشگر جهاد» پس از عمليات انفجار بالى، ضربه‏هاى امنيتى شديدى خورد. رهبر اين جنبش، شيخ جعفر عمر كه مقامات اندونزى، او را مسئول رديف اول عمليات بالى مى‏شناسد و مقامات امريكايى او را يكى از خطرناك‏ترين تروريست‏هاى جهان ناميده بودند، محكوم به اقامت اجبارى شد.
جنبش «لشگر جهاد» در آوريل سال 2000 ميلادى تاسيس شد. اين جنبش بيش از آن كه برنامه سياسى روشن داشته باشد، ماهيتى نظامى دارد. خود شيخ جعفر عمر، در مصاحبه‏اى مطبوعاتى انگيزه خود را از تشكيل اين جنبش، چنين توضيح داد: «ما اين جنبش را براى يارى رساندن به مسلمانان در منطقه شرقى اندونزى كه هزاران تن از آنان در جزاير ملوك، قتل عام مى‏شوند و دولت هم در اين شرايط براى دفاع از آنان هيچ اقدامى نمى‏كند، تاسيس كرده‏ايم. ما چندين نامه براى عبدالرحمان‏جيبن و جانشينش عبدالرحمان‏وحيد فرستاديم. اما دولت‏ها، در برابر تجاوزات مسيحيان، هيچ كمكى به مسلمانان نكردند. در چنين شرايطى چاره‏اى جز تاسيس جنبش «لشگر جهاد» اهل سنت و جماعت، به هدف حمايت از برادران مسلمانمان در اندونزى شرقى نداشتيم‏».
وى در پاسخ به پرسش از ماهيت فعاليت نظامى‏اى كه اين جنبش در پيش گرفته و تك‏تاز بودن اين مبارزه و يا نهفته بودن هدفى سياسى در پس اين فعاليت‏ها، ابراز داشت: خير; ما در كنار فعاليت جهادى خود، به ترويج و تبليغ اهل سنت و جماعت اقدام كرده‏ايم. ما مراكز علمى و بهداشتى و پرورشگاه‏هايى براى يتيمان جنگ‏هاى داخلى جزاير ملوك و... تاسيس كرده‏ايم.
 
درگيرى و نزاع بين اسلام‏گرايان
عجيب اين كه جنبش لشگر جهاد، تنها با دولت و يا مسيحيان درگير نيست; بلكه با ديگر جريان‏هاى اسلام‏گرا نيز سر ستيز دارد. اين جنبش با جنبش جدايى خواه اسلام‏گرايى به نام جنبش گام كه بسيارى آن را اسلام‏گرا و خواهان برپايى دولتى اسلامى مى‏دانند، در استان آچه به شدت درگير شده است. زمانى كه جنبش گام اعلام كرد كه خواهان اجراى شريعت اسلامى نيست و در پى جدايى از اندونزى است، بين اين جنبش وجنبش لشگر جهاد درگيرى‏هاى سختى روى داد. زمانى كه جنبش گام از طرح توافق سياسى بر سر صلح در جزاير ملوك براى پايان دادن به سه سال خشونت دينى بين مسلمانان و مسيحيان طرفدارى كرد، جنبش لشگر جهاد آن را محكوم كرد و توطئه‏اى سياسى بين دولت و مسيحيان عليه مسلمانان قلمداد كرد.
 
نمونه تيمور شرقى
جنبش لشگر جهاد معتقد است كه اساس جهاد آن، درهم شكستن تحركات جدايى‏طلبانه رو به رشد كنونى در مناطق آچه و اريان و جزاير ملوك است; زيرا سناريويى كه اكنون در جزاير ملوك اتفاق مى‏افتد، پيشتر در تيمور شرقى اتفاق افتاده است. سناريو اين است كه جدايى‏طلبان اين مناطق، به بهانه اين كه مسلمانان از ساكنان اصلى اين مناطق نيستند، آنان را وادار به كوچ مى‏كنند. زمانى كه مسلمانان تيمور شرقى را ترك كردند و دولت در حمايت از آنان دخالت نكرد، دولت‏هاى بيگانه (غربى) در حمايت از جدايى‏طلبان دخالت كردند و از خواسته جدايى‏طلبان مبنى بر همه‏پرسى براى استقلال، پشتيبانى كردند. جنبش لشگر جهاد، راه‏حل مشكل فعلى اندونزى را سركوب جدايى‏طلبان از سوى دولت و ايفاى نقش حفظ يكپارچگى اندونزى از سوى ارتش مى‏داند. اين روزها برخى حركت‏هاى جدايى‏طلبانه جديد در تيمور غربى به راه افتاده كه «جنبش جمهورى كل تيمور» خوانده مى‏شود و برخى فرماندهان مسلح ارتش از آنان حمايت مى‏كنند.
 
موضع «لشگر جهاد» نسبت‏به «القاعده‏»
رهبران لشگر جهاد، ايده‏هاى تشكيل القاعده به رهبرى اسامه بن‏لادن را رد مى‏كنند و مى‏گويند: ما اهل سنتيم و اين جنبش با اسامه بن‏لادن و اعضاى تشكيلات القاعده، هم فكر و هم نظر نيست، زيرا آنان اهل تكفير و اهل خوارج‏اند و حكام مسلمان و علماى مسلمان را تكفير مى‏كنند و افكارشان فاسد است. با اين حال ما به جهادمان با امريكا ادامه خواهيم داد و وظيفه خود مى‏دانيم تا هركسى را كه در حال جنگ با امريكاست، تاييد كنيم و وظيفه ما است كه مسلمانان را دوست‏خود بدانيم و از كفار دورى جوييم. اين روش ما است. با اين حال بايد بين جهاد عليه سلطه امريكا و مبارزه با ضلالت‏هاى بن لادن، تمييز قايل شويم.
از سوى ديگر دولت امريكا، لشگر جهاد را، جنبشى تروريستى مى‏داند و علت آن تنها احتمال دست داشتن اين جنبش در انفجار بالى نيست; بلكه پيش از اين حادثه، سفير امريكا در جاكارتا اعلام كرده بود كه خطرناك‏ترين جنبش تروريستى در اندونزى، جنبش لشگر جهاد است و جنبش تروريستى ديگرى هم به نام جماعت اسلامى وجود دارد كه تحت رهبرى ابوبكر باعشير است.
با اين كه باعشير، انفجار بالى را محكوم نموده، اما دولت امريكا او را به همكارى با تشكيلات القاعده متهم كرده است. سنگاپور نيز همين ادعا را مطرح كرده و مدعى شده است كه برخى دستگيرشدگان، اعتراف كرده‏اند كه براساس آموزش‏هاى شيخ باعشير، اقدام به انجام عمليات تروريستى عليه مؤسسات امريكايى موجود در سنگاپور - و از جمله سفارت و كنسولگرى امريكا - دست زده‏اند.
اين پرسش درباره آينده اسلام سياسى راديكال اندونزى همچنان مطرح است كه آيا اين جريان، رو به اعتدال خواهد آورد و يا وارد چالش‏هاى سخت و تازه‏اى خواهد شد

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید