نویسنده : سید محمد عابدی  
1392/11/25 ساعت 12:44:08
نهضت فکری امام خمینی (ره) از یکسو تحول شگرفی در باورها و اذهان عموم جهان به وجود آورد و از سوی دیگر رهبری این نهضت توانست تئوری‌های را که در جهت نیل به اهداف و آرمان‌های والایش در نظر داشت در چشم انداز درخشان انقلاب اسلامی پیاده نماید. با این نگرش اگر به نهضت فکری سید جمال‌الدین (ره) نگریسته شود می‌توان گفت که هرچند عظمت و بزرگی این نهضت به لحاظ تأثیر گذاری در عرصه جهانی به خصوص در ساحت افکار عموم ملت‌های مسلمان نقطه عطف در تاریخ معاصر جهان اسلام به شمار می‌رود.

اما اگر به نهضت فکری سید جمال‌الدین (ره) نگریسته شود می‌توان گفت که هرچند عظمت و بزرگی این نهضت به لحاظ تأثیر گذاری در عرصه جهانی به خصوص در ساحت افکار عموم ملت‌های مسلمان نقطه عطف در تاریخ معاصر جهان اسلام به شمار می‌رود اما سؤال اصلی این است که راهکار ها وطرح های را که سید دراین زمینه بکار گرفت تا چه اندازه اهداف و آرمان‌هایش را نحقق بخشید؟ با این فرضیه می توان پاسخ داد که راهکارهای سید نتوانست آرمان های اورا محقق سازد درحالی که عوامل و راهکار های را که امام خمینی (ره) برگزید مناسب‌ترین گزینه در جهت به ثمر رسیدن این نهضت فکری و انقلابی بود. روش پژوهش حاضر تحلیلی و تبیینی است و نگارنده سعی دارد عوامل و راهکار های نهضت امام خمینی (ره) و سید جمال (ره) را باهم مقایسه و ثمردهی هرکدام را روشن نماید. واژگان کلیدی: سید جمال‌الدین (ره)، امام خمینی (ره)، بیداری اسلامی، نقش، عوامل و راهکار. مقدمه: سید جمال‌الدین (ره) از پیشگامان اصلی در جهت احیایی هویت دینی و بیداری اسلامی شناخته شده است به گونه ای که امروزه ترسیم ساختار شایسته بیداری اسلامی در چشم انداز جهان اسلام، مرهون حرکت فکری او به حساب می‌آید، اما به نظرمی رسد از منظر خود سید جمال، راه کارها و راهبردهای که در راستای بیداری اسلامی به کار گرفته شده مطلوب نبوده است به طوری که سید جمال محصول زحمات فرایند بیدار گری خویش را به شکل تأسف آمیز این‌گونه بیان می‌دارد «افسوس می‌خورم از این که کشت‌های خود را ندر و یدم ... ای کاش من تمام تخم افکار خود را در مزرعه مستعد افکار ملت کاشته بودم، چه خوش بود تخم‌های بارور و مفید خود را در زمین شوره زار سلطنت فاسد نمی‌نمودم، آنچه در آن مزرعه کاشتم به ثمر رسید هرچه در این کویر غرس نمودم، فاسد گردید.» (کرمانی، 1355: 67) امام خمینی (ره) نیز از چهره های کم نظیر در راستای بیدار گری در جهان اسلام شناخته شده است به گونه که تحقق انقلاب اسلامی تحول شگرفی در اذهان عموم مردم و ملت‌های مسلمان به وجود آورد، در این راستا حضرت امام (ره) از راهکارها و راهبرد های مؤثر در جهت نیل به آرمان‌های والایش استفاده نمود. همان راهکارها و عوامل بود که اهداف امام خمینی (ره) را تحقق بخشید. حضرت امام در جهت رمز موفقیت نهضت فکری و انقلابی خویش اذعان می‌دارد که «این جانب با آنچه در ملت عزیز از بیداری و هوشیاری و تعهد و فداکاری و روح مقاومت و صلابت در راه حق می‌بینم، امیدوارم که به فضل خداوند متعال این معانی انسانی به اعقاب ملت منتقل شود ونسلاً بعد نسل بر آن افزوده گردد.» (امام خمینی، 1373: 57 ) با این نگرش می‌توان گفت عوامل و راهکار های که در نهضت امام خمینی (ره) وجود داشته است نهضت فکری سید جمال (ره) فاقد آن بوده و بر همین اساس است که سید جمال، روش‌ها و راهکار های خویش را رضایت بخش نمی‌داند. مفاهیم : بیداری: واژه بیداری در فرهنگ لغات چنین تعریف شده است: بیدار، بیدار کردن و بیداری به معنای آن ویژگی که در خواب نیست، آگاه، هوشیار، برانگیختن، و تحریک کردن حس و حالتی در کسی، آمده است. مثلاً بندگان خدا بیدارباشید! مبادا شیطان شما را گول بزند. (انوری، ج 7، 1381: 1126) با توجه به تعریف فوق، نقش سید جمال‌الدین و امام خمینی در بیداری اسلامی نیز به معنای برانگیختن احساسات دینی و تحریک نمودن ملت‌های مسلمان در برابر استعمار گران مورد نظر است. نقش: واژه نقش را درتعریف چنین آورده اند: نقش، نقش باختن، و نقش برانگیختن به معنای: نگاشتن، رسم، صورت سازی کردن، طرح تازه ریختن، تدبیر کردن و رل بازی کردن آمده است (دهخدا، 1377، ج 14 : 22662- 22666) در پژوهش حاضر مراد از نقش، معنای تدبیر نمودن آن مورد نظر می‌باشد، زیرا سید جمال‌الدین و حضرت اما م خمینی تدبیرهای مؤثری در راستای بیداری اسلامی اندیشیدند. مقایسه : مقایسه به معنای دو چیز را باهم سنجیدن دو کار یا دو چیز را باهم اندازه گرفتن آمده است. (عمید، ج 3، 1375، 2289 ) در این پژوهش راهکارها و عوامل را که سید جمال‌الدین و امام خمینی در راستای بیداری اسلامی به کار بسته‌اند، با هم مقایسه گردیده است. 1ـ زمینه‌ها، ویژگی‌ها و راهکارهای نهضت فکری و اصلاحی سید جمال‌الدین هنگامی که پدیدۀ شوم استعمار برای ربودن سرمایه های فکری، فرهنگی، تمدنی و اقتصادی کشور های اسلامی بر سری مسلمانان سایه گسترانیده بود، اندیشمندان و متفکران مسلمان مانند سید جمال‌الدین پا به عرصه های سیاسی و اجتماعی نهاده برای برون رفت از این وضعیت در جستجوی راه حل اساسی چاره اندیشی برآمدند. سید جمال حل این معضل را جز احیای اندیشه دینی، اصلاح امت و وحدت اسلامی نمی دانستن. با این نگرش سعی ورزید تا در راستایی بیدارگری و هویت بخشیدن عظمت گذشته، مسلمانان را در برابر پدیده استعمار دعوت نماید. به هر حال سید جمال‌الدین حرکت اصلاحی خویش را آغاز نمود. در کوتاه مدت شماری از نخبگان علمی و سیاسی تحت تأثیر افکار و ایده های او قرار گرفتند اما به مرور زمان اقشار مختلف مردم و ملت‌های مسلمان هرچند به صورت غیر مستقیمم با طرح‌ها و دید گاه‌های وی آشنا و هویت دینی و اسلامی خویش را باز یافتند، زیرا نهضت سید از نظر فکری، اجتماعی و جغرافیایی جامع بود، محمد جواد صاحبی می‌نویسد : «نهضت سید جمال هم فکری بود هم اجتماعی، او می‌خواست رستاخیزی در اندیشه مسلمانان به وجود آورد وهم درنظامات زندگی آن‌ها.»(صاحبی، 1376 : 105) نهضت سید جمال‌الدین، نهضتی فراگیر بود. سید بر اساس گردش‌ها و سفرهای مداوم و اختیاری در کشورهای اسلامی از یک سو، تبعیدها و اخراج‌های اجباری توسط حاکمان استبدادی و دست نشاندگان استعمار از سوی دیگر، تلاش‌های بی وقفه برای بیداری امت اسلامی، توانست شناخت دقیق از فرهنگ‌های مختلف و حتی فرهنگ و تمدن غرب به دست آورد و زمینه را برای گسترش اندیشه احیای فکری دینی در سراسر جهان فراهم ساخت. نگارنده کتاب اندیشه اصلاحی در نهضت‌های اسلامی می‌نویسد : «و در یک شهر و حتی یک قاره توقف نکرد، هرچند وقت در یک کشور به سر می‌برد، آسیا و اروپا را زیر پا گذاشت؛ در هر کشور با گروه های مختلف در تماس بود. هم چنان که نوشته‌اند در برخی از کشورهای اسلامی عملاً وارد ارتش شد.» (همان : 108) الف) نظریه خلافت تئوری خلافت، یکی از راهکار های سید جمال‌الدین بود، هرچند نظریه پردازی سید نسبت به سایر ویژگی‌ها و برجستگی‌های کاری او کمرنگ جلوه می‌نماید. البته در این زمینه برخی معتقدند که سید بیشتر مرد پیکار، سخت کوشی و عمل بود تا قلم و نظریه پردازی. سید جمال در ذهن خود، نظم فکری و معرفتی خاصی نسبت به موضوعات و مسائل اجتماعی داشته است اما برای پرورش وبیان نظریه پرد ازا نه سیستماتیک مطالب خود یا انگیزه نداشته است و یا روحیه انقلابی او به او این مجال را نمی‌داده است. (کافی، 1389: 39) به هر حال نظریه خلافت یکی از طرح‌هایی بود که سید در صدد تحقق یافتن آن بود و اساسی‌ترین راه حل مشکلات جهان اسلام را وحدت و یکپارچگی جهان اسلام بر مبنای خلافت می‌دانست و به همین دلیل برای تشکیل خلافت اسلامی تلاش می‌کرد. ادوارد بر وان می‌نویسد : «از شرح کوتاه زندگی و اعمالش چنین برمی آید که غایت همۀ اقدامات و محور تمامی امیدهایش وحدت اسلامی و اتحاد کل مسلمین در اقصی نقاط جهان در یک امپراتوری اسلامی و تحت حکومت یک خلیفه اعظم بوده است.» (گرانویل، 1376، ص 32-33 ) سید جمال در دیدار و توافق که با عبدالحمید، پادشاه عثمانی داشت، جمعیت اتحاد اسلامی را بنیاد نهاد و صدها نامه به عالمان دینی و دولت‌های اسلامی ارسال کرد و قرار شد تا یک کنگره عظیمی متشکل از علما و نمایندگان دولت‌های اسلامی بر گذار و در رأس آن کنگره شخصی به عنوان رئیس کل قرار داشته باشد. «از این رو حدود ششصد نامه به رهبران مذهبی و روشنفکران مسلمان نگاشت. از هر سرزمین اسلامی، یک نماینده به انتخاب دولت و یک نماینده از میان علمای طراز اول به انتخاب ملت برگزیده شود و در این کنگره شرکت نمایند.» (صاحبی، 1385 : 175) طرح و الگوی را که سید جمال ارائه کرده بود، تحقق پیدا نکرد شاید در این زمینه علت‌های مختلفی وجود داشته باشد ولی پرداختن به این موضوع تحقیق جداگانه می‌طلبد که در این پژوهش نمی‌گنجد. ب) استبداد و استعمارستیزی یکی از بارزترین فعالیت‌های سید جمال‌الدین در عرصه سیاسی و اجتماعی، مبارزه با استبداد داخلی و استعمار خارجی بود. یکی از محققان می‌نویسد : سید جمال در اندیشه سیاسی اساساً بر این بود که باید به مسلمانان بلاد، آگاهی سیاسی مبتنی بر شعور دینی داد آن‌ها را به مبارزه با ظلم و استبداد و دخالت و مشارکت در امور سیاسی و سرنوشتشان، به عنوان یک وظیفه شرعی و برای برقراری نظامی عادلانه و حکومتی در راستای امامت برانگیخت. (موثقی،1373: 170) مبارزه و ایستادگی در برابر استعمارگران که اصلی‌ترین هدف سید جمال‌الدین تلقی می‌گردد؛ از راهکارهای اساسی وی بوده است. مجید کافی در این زمینه نگاشته است : «نهضت سید جمال بیشترین تأکید و تمرکز را روی مسئله استعمار داشته و در واکنش به اشغال نظامی و تهاجم سیاسی اروپا و غرب به کشور های اسلامی در قرن نوزدهم رادیکال‌ترین مواضع را اتخاذ نمود ه بود. » (همان : 199) ج )آسیب شناسی اجتماعی سید جمال سید جمال‌الدین برای برون رفت از وضعیت مسلمانان که دچار رخوت، سستی، بی هویتی، ضعف و انحطاط شده بودندد توجه خاصی به شناخت و شناسایی دردها و آسیب‌های جامعۀ اسلامی داشت؛ دردهایی که دامن گیر ملت‌هایی سلمان شده بود و سید جمال‌الدین آن را تشخیص داد؛ استبداد حکام، جهالت وبی خبری توده مسلمانان، نفوذ عقائد خرافی در اندیشه مسلمانان، جدایی و تفرقه میان مسلمانان و نفوذ استعمار غربی بود. (همان : 125) د) راهکار های سید جمال سید جمال‌الدین برای برون رفت از این وضعیت نا بهنجار جامعه اسلامی راهکارهایی زیر را ارائه داد تا بتوانند با به‌کارگیری این راهکارها وضعیت موجود را تغییر داده به یک جامعه ایده آل دست یابند. مبارزه با خودکامگان و حاکمان مستبد که ملت را با تصرفات خود در پرتگاه تباهی سقوط می‌دهد و پرده جهل بر چشمان آنان می‌کشد. مجهز شدن به علوم و فنون جدید از دیگر راهکارهایی سید بود که مسلمانان را به کسب علوم جدید تشویق می‌کرد، او در «عروه‌الوثقی» بر این نکته تأکید می‌کند که مسلمانان باید علومی مانند فیزیک، شیمی، طبیعی و هندسه را بیاموزند و در اختراع و رشد صنایع مورد نیاز زمان و آن چه که لازمۀ دفاع از سرزمین است مانند ساختن ادوات مدرن جنگی و آموختن فنون نظامی سرآمد دیگر ملت‌ها باشند. سید معتقد بود : حرکت دینی در این دین دینی که گرفتار کژ فهمیی کتمان حقایق شده استت به این است که همت دانشمندان مصروف اصلاح کژ فهمی عوام و خواص شده و آنچه را عقاید دینی و حقایق قرآنی و متن اساس نامه شرعی، برخلاف واقع فهمیده و در نتیجه ضربه سختی به پیشرفت مسلمین وارد آورده‌اند، از مغز آن‌ها خارج نماید. (همان : 135) مبارزه با استعمار خارجی از مهم‌ترین راهکارهای وی بود. سید از کسانی است که استعمار جدید را خوب شناخته است؛ زیرا سیر و سیاحت و مطالعه گسترده او در کشورهای شرقی سبب می‌شد تا از نزدیک با عملکرد و آثار استعمار آشنا شود. دریک نگاه کلی می‌شود گفت راهکار های سید عبارتند از: اعتماد به دین اسلام؛ اعطای آزادی؛ تشکیل جبهه اتحاد اسلامی؛ مبارزه و جهاد؛ جامعه پذیر کردن صحیح؛ اصلاحات دینی؛ اجتماعی و سیاسی و بومی سازی علوم و فنون جدید؛ آگاهی سیاسی؛ همبستگی اجتماعی و اجتهاد. (کافی 1389: 91- 114 ) با توجه به مباحث فوق می‌توان گفت تلاش‌های گسترده و آگاهانۀ سید جمال‌الدین برای بیداری اسلامی بسیار عمیق و مؤثر بود. وی با تلاش‌های بی وقفه ملت‌های مسلمان را از خواب دیرینه بیدار نمود تا بار دیگر هویت دینی و اسلامی خویش را بدست آورده عزت و عظمت گذشته اسلامی را حفظ و از رخوت، سستی، ضعف و انحطاط نجات یابند. شخصیت‌هایی مانند شهید استاد مطهری، استاد خسروشاهی در ایران ده‌ها نفر از اساتید دیگر معتقدند : سید با توجه به امتیازات ذاتی و اکتسابی، تأثیر عمیق و همه جانبه ای در سرزمین‌های اسلامی و بلاد مشرق زمین، از خود به یادگار گذاشته است تا آنجا که اگر به دقت بررسی و مطالعه شود در هر جنبش و حرکت اسلامی و آزادیخواهان های در این بلاد، یکی از شاگردان یا تربیت شدگان مکتب وی، پیشتاز جریان و طلیعه دار حرکت بوده است. (خسرو شاهی، 1383: 79 ) هرچند ویژگی‌های نهضت فکری و اصلاحی سید جمال‌الدین بیشتر از مباحث فوق می‌باشد اما به نظر می‌رسد در این پژوهش به همین اندازه کافی باشد. به هر حال آنچه از مباحث فوق بدست می‌آید این است که نهضت فکری و اصلاحی سید جمال‌الدین در عرصه بیداری اسلامی نقطه عطفی در تاریخ معاصر جهان اسلام قلمداد می‌گردد. 2ـ زمینه‌ها و ویژگی‌های حرکت اصلاحی و انقلابی امام خمینی (ره) بعد از نهضت فکری سید جمال‌الدین اوضاع سیاسی جامعه اسلامی دوباره بحرانی و به ضعف گرایید. این بار افزون بر تهاجم شرق و غرب، صهیونیسم بین‌الملل نیز در برابر اسلام و مسلمین و سرمایه های اقتصادی، فکری، فرهنگی و تمدنی آن چنگ و دندان تیز نمود ه وارد صحنه شدند. نظام سلطه غرب و استکبار جهانی و حامیان آنان توطئه های مختلفی را بر ضد اسلام و ملت‌های مسلمان به کار گرفتند. تسلط نظام‌های خودکامه استبدادی برجان و مال ملت‌ها؛ ترویج افکار ضد دینی؛ به وجود آمدن سکولاریسم مبتنی بر جدایی دین از سیاست؛ گسترش مکاتب لیبرالیستی؛ پیدایش ناسیونالیسم افراطی؛ تفرقه بین مذاهب اسلامی؛ ترویج افکار بابی گری و وهابی گری و ده‌ها دسیسه شیطانی از این توطئه ها به شمار می‌رود. در این اوضاع و شرایط چهره ابرمرد وبت شکن تاریخ معاصر، حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه در نیمه دوم قرن بیستم تجلی یافت و نظام استبداد شاهنشاهی را از ریشه برکند و دماغ اربابان خارجی و استکبار جهانی را به خاک مذلت مالید و روح تازه در کالبد نیمه جان ملت‌های مسلمان دمید. الف) مرجعیت : مرجعیت به شخص متفکر و صاحب نظری که مردم برای نظرخواهی یا رفع مشکلات خود به او مراجعه می‌کنند، گفته می‌شود. «مرجعیت» حاصل مصدر است، حوزه تدریس خارج فقه و اصول پیش نیاز ریاست و مرجعیت است. (انوری، 1381 : 6859 ) مرجعیت یک مقام علمی است که به شخص فقیه قدرت می‌دهد تا از نظر علمی و فقهی اختیاراتی گسترده پیدا کند و مردم را در مسایل فقهی و دینی هدایت کند. امام خمینی (ره) قبل از آن که به طور عملی وارد دنیای سیاست شود، به این مقام علمی دست پیدا کرد. سید حمید نگاشته است : «عظمت چشمگیر و ممتاز امام خمینی در علم و فضیلت و تقوا موجب شد که بسیاری ازمردم مسلمان ایران به اعلم بودن و مرجع بودن ارجح بودن ایشان پی برده بی دغدغه از ایشان تقلید کردند و فتاوا و دستورات حیات بخش ایشان را به کار بستند.»(روحانی، 1360 : 63 ) از آنجا که مسئلۀ مرجعیت امام خمینی از نظر سیاسی اجتماعی در جامعه بسیار تأثیر گذار بود، این مسئله درر ارج از کشور نیز بازتاب گسترده و عمیقی پیدا کرد به گونه ای که د ستگاه جاسوسی ( CIA) آمریکا و رژیم صهیونیستی و ضد اسلامی شاه که از مرجعیت عامه و نفوذ روز افزون امام خمینی سخت بیمناک بودند، می‌کوشیدند که از تقلید و پیروی مردم از ایشان جلو گیری به عمل آورند. (همان) مسئله مرجعیت و اهمیت آن به ویژه بعد از انقلاب اسلامی که رهبری آن را مرجعیت دینی بر عهده داشتت ز دیدگاه نویسندگان غیر مسلمان نیز دور نماند در کتاب نتایج انقلاب ایران آماده استت از پیروزی انقلاب، آیه الله خمینی، توسط پیروانش به عنوان روحانی برتر و یا نایب امام ( «معاون امام» و یا کوتاه تر «امام» ) خوانده شد. (استمپل، 1377 : : ) نویسنده دیگر نقش و جایگاه مرجعیت شیعه در جامعه را این‌گونه ارزیابی نموده است : به درستی گفته شده است که در اسلام، شرع محور است و عالمان دینی حافظ شریعت و آداب اسلامی هستند. افزون بر آن، تحول تشیع به نظامی که در آن احکام علمای بزرگ (مراجع) برای پیروانشان از اهمیت نا معمولی برخوردار است. (نیکی، 1383 : 139) تا اینجا روشن گردید که حضرت امام (ره) قبل از همه چیز به عنوان یک فقیه و مرجع تقلید دریک موقعیت بالای اجتماعی قرار گرفت. بنا بر این می‌توان گفت که مرجعیت از نظر اعتقادی و اجتماعی یک جایگاه مهمی است که مردم و جامعه نسبت به آن اهتمام ویژه دارند زیرا فقها و مراجع تقلید به عنوان رهبران مذهبی از بالاترین مقام و نفوذ معنوی در جامعه برخوردارند و اگر فتوای از سوی مراجع صادر شود مردم از آن اطاعت می‌نمایند. (همان : 74) و همچنین این نکته از نظر سیاسی نیز یک ویژگی محسوب می‌گردد ... بر این اساس امام خمینی (ره) نقش مهم و برجسته ای در بیداری اسلامی ایفا نمود. ب) تشکیل حکومت در تاریخ اسلام بعد از حکومت رسول الله (ص) و حضرت امیرالمؤمنین (ع)ـ کسی نتوانسته استت ه عنوان فقیه و مرجع دینی به تشکیل حکومت اسلامی اقدام نماید. در طول تاریخ اسلام، عالمان دینی به ویژه علمای شیعه از نظر سیاسی تقریباً در انزوا قرار داشتند. وقتی از این زاویه مسئلهه ورد مطالعه و بررسی قرار می‌گیرد، می‌بینیم کهه مام خمینی به عنوان اولین فقیه و عالم دینی به تشکیل حکومت اسلامی اقدام نمود ... نا بر این نقش دیگر حضرت امام خمینی (ره) در بیداری یا سلامی، تشکیل حکومت اسلامی است. امام خمینی (ره) تشکیل حکومت را امر وحیانی و عقلانی و در عین حال یک تکلیف شرعی می‌داند تا جلو هرگونه فساد، هرج‌ومرج بنا امنی گرفته شود. در این باره معتقد است : طبق ضرورت عقل و ضرورت احکام اسلام و رویه رسول اکرم (ص) و حضرت امیرالمؤمنین (ع) و مفاد آیات و روایات، تشکیل حکومت لازم است. اکنون به عنوان نمونه روایتی را که از حضرت امام رضا (ع) نقل شده است می‌آوریم عبدالواحد بن محمد بن عبدوس النیسابوری العطار، قال حدثنی ... چنان که از فرمایش امام (ع) استنباط می‌شود، علل و دلایل متعدد تشکیل حکومت و برقراری «ولیّ امر» را لازم آورده است. (امام خمینی، 1373 : 29-31 ) امام خمینی (ره) در جای دیگر اشاره دارد : ما تکلیف داریم این که می‌گوید، حکومت لازم نیست معنایش این است که هرج‌ومرج باشد. اگر یک سال حکومت در یک مملکتی نباشد، نظام در یک مملکتی نباشد، آن طور فساد پرمی کند مملکت را که آن طرفش پیدا نیست. (اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1373 : 77 ) بنا بر این برای برقراری نظم در جامعه اسلامی و جلوگیری ازهر نوع هم پاشیدگی، از هم گسیختگی و هرج‌ومرج، وجود یک حکومت اسلامی مقتدر لازم و ضروری است. بر این اساس بود که امام خمینی (ره) تشکیل حکومت دینی را از وظایف انبیای الهی و دستورهای دینی دانسته و خود به عنوان یک فقیه و مرجع دینی اقدام به تشکیل حکومت اسلامی نمود و توانست حکومت مقتدر اسلامی را تأسیس نماید. برقراری حکومت اسلامی تأثیر عمیقی در منطقه و جهان گذاشت. چرا می‌گویم عمیق؟ زیرا تشکیل حکومت اسلامی از یک سو موجب بیداری اسلامی در کشورهای منطقه گردید و از سوی دیگر موجب ابطال نظریه‌ها و تئوری‌های برخی از اندیشمندان و نظریه‌پردازان غیر مسلمان پست مدرن گردید استاد شهید مطهری می‌نویسد: این نهضت یکی از صدها واقعیت‌های عینی تاریخی است که بی‌پایگی نظریه مفسران مادی تاریخ و طرفداران ماتریالیسم تاریخی را برملا می‌کند. (مطهری، 1367 ص: 63 ) تشکیل حکومت اسلامی تئوری پایان مذهب را نقش بر آب ساخت. در کتاب انقلاب اسلامی و نظریه پایان تاریخ آمده است: روح مسیحیت، یهودیت و اسلام، هر سه در ذیل تجدّد و سکولاریسم در متن تمدن غربی اضمحلال خواهند یافت؛ دیگر چالشی عمومی و فرا خصوصی در حوزۀ شریعت و دیانت وجود نخواهد داشت. دین به نازل‌ترین مرتبۀ امور وسائل خصوصی و فردی فرو می‌افتد. (مدد پور،1381، 33 ) یکی از کسانی که در بطلان نظریه های ما دی گرا یا نه غربی توسط انقلاب اسلامی تصریح می‌کند، فوکو است. فوکویاما معتقد است: نظریه های توسعه غربی در این برهه به بن بست رسیده و انقلاب اسلامی به عنوان چالشی در برابر نظریه های توسعه خطی به سبک مدرنیته غربی است. (خوش‌رو زاده، 1383 : 172) شکل گیری حکومت اسلامی بزرگ‌ترین چالشی بود که غربی‌ها آن را با نظام سلطه جهانی در تضاد می‌دیدند. انقلاب ایران از سوی اروپا و غرب به عنوان پیامی تعبیر شد که اروپا وجهان مسیحیت آن را به عنوان یک هشدار و خطر برای هویت غربی خود احساس می‌کرد. (بختیاریان، 1389 : 104) بنا بر این زمانی که امام خمینی (ره) انقلاب الهی و مردمی را به پیروزی رساند و حکومت اسلامی تشکیل داد، یکی از تأثیرهای آن در جهان این بود که متفکرین و نظریه پرد ازان غیر مسلمان این تئوری جدید ارائه دهند : انقلاب اسلامی انقلابی است فرا مدرن و در روایت مدرنیته جای نمی‌گیرد... علی رغم به سر آمدن مذهب در گفتمان مدرنیته، مذهب می‌تواند در ادارۀ جامعه ایفای نقش کند. (فراتی، 1381: 25-26 ) ج) نظریه پردازی تعریف نظریه : نظریه به منزله دستگاه نظری برای درک و تبیین واقعیت‌های اجتماعی و مجموعه ای منسجم و منطقی برای آزمودن روابط میان پدیده‌ها و دستیابی به قانون تلقی شده است. (همان) از معروف‌ترین تئوری‌های امام خمینی (ره) نظریه ولایت فقیه است که حکومت اسلامی را بر این مبنا و نظریه پی ریزی کرد. بر اساس این نظریه اگر فرد لایقی که دارای دو خصلت علم به قانون و عدالت باشد، بپا خاست حکومت تشکیل داد، همان ولایتی را که حضرت رسول اکرم (ص) در امر اداره جامعه داشت او نیز دارد و بر همه مردم لازم است که از او اطاعت کنند. (امام خمینی 1373: 55 ) امام خمینی (ره) با استناد ولایت فقیه به اخبار وارده می‌نویسد : از روایاتی که در دلالتش اشکال نیست، این روایت است : «قال امیرالمؤمنین (ع) قال رسول الله (ص) اللهم ارحم خلفائی ثلاث مرات قیل یا رسول الله ومن خلفائک؟ قال الذین یأتون من بعدی، یروون حدیثی وسنّتی فیعلمونها الناس من بعدی» امیر المومؤنین می‌فرماید: رسول الله (ص) فرمود: خدایا! جانشینان مرا رحمت کن واین سخن را سه بار تکرار فرمود پرسیده شد که ای پیغمبر خدا (ص) جانشینانت چه کسانی هستند؟ فرمود: کسانی که بعد از من می‌آیند، حدیث وسنت مرا نقل می‌کنند و آن را پس ازمن به مردم می‌آموزند. (همان : 64) البته پیرامون تئوری ولایت فقیه و حکومت اسلامی حضرت امام خمینی (ره) به صورت گسترده بحث نموده است اما در این پژوهش به همین اندازه بسنده می‌گردد. د) رهبری و نفوذ معنوی آن رهبری یکی از عوامل مهم واستحکام و قوام انقلاب و حکومت اسلامی است. پرواضح است که هر انقلاب و حکومتی را بایستی شخصی به عنوان رهبر هدایت نماید؛ زیرا رهبرمانند محور اصلی می‌ماند که اگر شخصی به عنوان رهبر وجود نداشته باشد، مردم دچار سردرگمی شده از مسیر اصلی انقلاب منحرف می‌گردد. امام خمینی (ره) با تشکیل حکومت اسلامی بر اساسی دکترین ولایت فقیه و شخصی که دارای شایستگی‌های رهبری در رأس حکومت اسلامی حضور داشته باشد مسیر انقلاب و آینده حکومت اسلامی را در افق‌های بسیار دور، روشن ساخت. امام خمینی (ره) شرایط رهبر در دوره غیبت را این گونه بیان می‌کند : اگر خدا شخص معینی را برای حکومت در دوره غیبت تعیین نکرده است اما آن خاصیت حکومتی را که از صدر اسلام تا زمان حضرت صاحب (ع) موجود بود برای بعد از غیبت هم قرار داده است؛ این خاصیت که عبارت است از علم به قانون و عدالت باشد، در جمع بی‌شماری از فقهای عصر ما موجود است. اگر باهم اجتماع کنند، می‌توانند حکومت عدل عمومی در عالم تشکیل دهند ... (همان : 54 ) اندیشمند متفکر استاد شهید مرتضی مطهری به عنوان یک اسلام شناس واقعی، ویژه گی رهبر حکومت اسلامی را این گونه بیان نموده است : برای این که تکلیف رهبری را روشن کرده باشم گفتم امروز هم ما به خواجه نصیرالدین ها، بو علی سیناها، ملاصدراها، شیخ انصاری‌ها، شیخ بهائی ها، محقق حلی‌ها و علامه حلی‌ها احتیاج داریم اما خواجه نصیرالدین قرن چهاردهم نه خواجه نصیرالدین قرن هفتم؛ بوعلی قرن چهاردهم نه بوعلی قرن چهارم؛ شیخ انصاری قرن چهاردهم نه شیخ انصاری قرن سیزدهم؛ یعنی همان خواجه نصیر وهمان بوعلی وهمان شیخ انصاری با همه آن مزایای فرهنگی به علاوه این که باید به این قرن تعلق داشته باشد و در این قرن نیاز این قرن را احساس نماید. (مطهری، 1367: 74 ) با توجه با نکات فوق می‌توان اذعان نمود که امام خمینی (ره) از معدود رهبران مذهبی در دنیای معاصر بود که از ویژگی رهبری و نفوذ معنوی خویش همواره به عنوان یک محور در راستای اهداف و آرمان‌های انقلاب اسلامی مردم را جهت دهی نمود. ه ) تمرکزگرایی عامل دیگری که نهضت امام خمینی (ره) را به ثمر رساند و استحکام بخشید، تمرکز گرایی در عملکرد امام خمینی (ره) بود. امام با بینش عمیق سیاسی و نبوغ فکری خویش حوزه علمیه را به عنوان نقطه آغاز و مرکز فعالیت انتخاب نمودند. آیه الله هاشمی رفسنجانی معتقد است : امام راحل ما وقتی که در قم قیام کردند حاکم نبودند، بلکه یک عالم دینی و مدرس حوزه علمیه قم بودند واقعاً از همین زمینه ایشان شروع کردند. (میر آقایی، 1379 : 95 ) امام خمینی (ره) با طرح بحث سیاست در داخل حوزه علمیه، طلاب، علما و مراجع دینی را به قیام تشویق کرد. حرکتی که از قلب حوزه علمیه و روحانیت آغاز گردید، تأثیر مضاعف در روحیات مردم منطقه وجهان گذاشت. در واقع می‌شود گفت؛ این دقت نظر یکی از ویژگی‌های امام خمینی در عرصه سیاسی بود که تجلی یافت. در کتاب انقلاب و ریشه‌ها آمده است : با کشاندن مبارزه به کانون اصلی فعالیت‌های مذهبی یعنی حوزه علمیه قم برای همیشه بر دکترین جدایی دین از سیاست خط بطلان کشیده و حتی کسانی را که از ورود به فعالیت‌های سیاسی اکراه داشتند، وادار به اتخاذ موضع کرده و بدین وسیله سنّت دیرینه را در حوزه درهم شکست. (طاهری، 1376 : 217 -218 ) تغییر و تحول در حوزه علمیه و سیاسی کردن حوزه کار هرکس نبود. این مسئله به مراتب مشکل‌تر از سایر کارهای سیاسی بود. شجاعت امام بود که سیاست را به داخل حوزه علمیه کشاند. یکی از نویسندگان در این زمینه می‌نویسد: بدین ترتیب آیه الله خمینی تاکتیک‌های خاص خود را در تغییر مواضع حوزه علمیه و سیاسی کردن آن به کار گرفت. (فارسون، 1379 : 94- 95 ) حرکتی را که امام در حوزه علمیه و روحانیت به وجود آورد، عمومی و فراگیر بود. امام خمینی (ره) معتقد است : اگر طلبه ای منصب امامت جمعه و ارشاد مردم یا قضاوت در امور مسلمین را خالی ببیند و قدرت اداره هم در او باشد و فقط به بهانۀ درس و بحث مسئولیت نپذیرد ویاد لش را فقط به هوای اجتهاد و درس خوش کند، در پیشگاه خداوند بزرگ یقیناً مؤاخذه می‌شود و هرگز عذر او موجه نیست. (شیدائیان، 1379 : 61-62 ) امام خمینی (ره) علاوه بر حوزه علمیه این حرکت را از ملت شروع کرد وبا همت و تلاش مردم ایران، انقلاب اسلامی را به ثمر رساند. البته نهضت فکری و انقلابی امام خمینی (ره) منحصر به ایران نبود بلکه تمام جهان اسلام را شامل می‌گردید در این زمینه شواهد فراوان وجود دارد مثلاً حمایت از مردم و ملت فلسطین نیز جز آرمان‌های سیاسی امام (ره) بود : من از عموم مسلمانان جهان و دولت‌های اسلامی می‌خواهم که برای کوتاه کردن دست این غاصب و پشتیبانان آنان به هم بپیوندند. روز قدس روز اسلام است. (شهرامی، ج 3، 1377 : 284 ) بر همین مبنا است که لقب «امام مستضعفین» به ایشان نسبت داده می‌شود. (فارسون، ص 94 و 95 ) همچنین اعلام حمایت از جنبش‌های آزادی بخش از دیگر سیاست‌های اصلی امام خمینی (ره) بود. بر این اساس جمهوری اسلامی ایران، حمایت از نهضت‌ها و جنبش‌های آزادی بخش را در صدر اولویت‌ها و اهداف خود قرارداد. (فلاح زاده،1384 : 102 ) نکته قابل ذکر این که نهضت امام خمینی (ره) از سوی دیگر مسلمانان نیز یک نهضت جهانی قلمداد می‌گردد در این زمینه یکی از محققین می‌نگارد : «امام خمینی تنها رهبر مردم ایران نبود بلکه رهبر بزرگ جهان اسلام بود. پیام‌های امام خمینی در آینده نیز چراغ هدایت مسلمانان است و ملت‌های مسلمان در آینده نیز از پرتو نورانی افکار و اندیشه های والای حضرت امام استفاده خواهند کرد». (بیرکی، 1386: 27 -29 ) به هر حال دلایل وجود داشت که امام خمینی (ره) روی ملت و مردم ایران تمرکز نمود. یکی از این دلایل اوضاع و شرایط جغرافیای سیاسی و بین‌المللی است که در خارج از ایران ممکن نبود گرچه در اسلام مرز جغرافیاییی ین کشور های اسلامی پذیرفته نیستت لی شرایط جهانی و بین‌المللی چیزی دیگر را می‌طلبید که حضرت امامم ه قوانین بین‌المللی نیز توجه داشت و اهمیت می‌داد. دلیل دیگر این بود که حضرت امام خمینی ملت ایران را بیشتر از دیگر ملت‌های مسلمان می‌شناختند، یعنی اگر انقلاب اسلامی و حرکت امام خمینی از نظر جامعه شناختی مورد بحث و بررسی قرار بگیرد می‌بینیم که در بُعد جامعه شناختی، امام نقش مؤثر و فوق‌العاده ای در بین ملت و مردم ایران داشت و همین امر موجب شد تا ملت ایران مانند سیل خروشان در صحنه حضور یابند و این حرکت و نهضت مقدس را به ثمر برسانند. مسئلۀ شناخت متقابل امام و مردم ایران رمز پیروزی انقلاب بود. و) مردم سالاری دینی منظور ازمردم سالاری، حکومتی است که مردم در آن نقش اصلی را به عهده دارند. بدین معنا که مردم بر سر نوشت خویش حاکم بوده وبا تدبیر به آن می‌پردازند. (جمشیدی، 1384 : 651 ) بنا بر این هر انقلاب و نهضتی اگر از پشتوانۀ مردمی برخوردار نباشد، محکوم به شکست خواهد بود. این مردم هستند که از یک سو انقلاب را به ثمر می‌رسانند و از سوی دیگر به نظام برخواسته از انقلاب مشروعیت می‌بخشند. بسیار روشن است که اگر انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) از حمایت مردمی برخوردار نبود، شکست می‌خورد. بر همین اساس بود که امام خمینی قبل از همه چیز به سراغ مردم رفت و در قلب مردم نفوذ عمیق پیدا کرد : در طول خیزش انقلابی مردم طی سال‌ها 57-1356، از طریق اقبال و رو آوری توده‌وار به سوی آیه الله خمینی (ره) و درک و اعتماد متقابل ایشان نسبت به آنان، پیوند و ارتباط وثیق میان مردم و رهبری پدید آمد که کمتر نظیری برای آن در انقلاب‌های اجتماعی تاریخ معاصر می‌توان سراغ گرفت. (شجاعی زند، 1382 : 331 ) نقش مردم در انقلاب و توجه امام به این مسئله یکی از ویژگی‌های نهضت امام خمینی بود : امام چه قبل از انقلاب و چه بعد از آنن همواره بر نقش مردم تأکید داشته و حقیقتاً برای آن ارزش و اهمیت زیادی قائل بودند. در طول مبارزه با نظام ستم شاهی و بعد از پیروزی انقلاب، مخاطب اصلی امام مردم بود. (خواجه سروی، 1389 شماره 23 : 19) مردم علاوه بر این که امام را به عنوان مرجع تقلید خویش می‌شناختند ودستوراتش را بدون درنگ اجرا می‌نمودند، در بُعد روحی، روانی و حتی سیاسی وتاریخی که پدر بزرگوار ایشان به شهادت رسید، امام را یگانه رهبر دلسوز برای سرنوشت خویش و جامعه اسلامی می‌دانستند. این امر ناشی از آن بود که امام علاقۀ عجیبی به مردم داشتند مقام معظم رهبری در خصوص اعتماد وتکیه امام به مردم می‌فرماید : درسخت ترین مراحل، به مردم اطمینان داشت. دریکی از پیام‌های خود به مردم فرمود «من شمارا خوب می‌شناسم، شما هم من را خوب شناختید» واقعاً این‌گونه بود. (خسروی، 1379 330-331 ) بنا برآنچه گفته شد، نقش امام خمینی (ره) در بیداری اسلامی را می‌توان بدین شکل خلاصه نمود: پیروزی انقلاب اسلامی تأثیر عمیق در منطقه وجهان گذاشته نسیم تازه ای درروح وروان ملت‌های مسلمان به وجود آورد. بر این اساس، ملت‌های مسلمان به خوبی دریافتند که با الگو گیری از انقلاب اسلامی توسط امام خمینی (ره) می‌توانند نظامهای مبتنی بررأی وانتخاب مردم را به وجود آورده وبا دردست داشتن اوضاع سیاسی و اجتماعی آزادانه وآگاهانه سرنوشت خویش را رقم زنند. نقش امام خمینی در بیداری اسلامی تا آنجا برجسته، روشن وآشکار است که تمام نخبگان فکری و سیاسی واندیشمندان اسلامی نسبت به عظمت وتأثیر گذاری آن اظهار نظر کردند. به بخشی از این اظهار نظرها توجه کنید : 1 متفکر شهید آیه الله سید محمد باقر صدر (ره) معتقد است : امام خمینی (ره) ر احیای اسلام وآزاد ی از بند، تنها باز گو کنندۀ قدرت عظیم او و د لیری مردم ایران نبود بلکه پرده از جنایت عظیم کسانی برداش ت که اسلام را در زیر غبار جاهلیت پوشانده‌اند. (همان، 104) 2ـ استادهنر اسلامی دانشگاه ایتالیا «کوراتولا» معتقد است: مهم‌ترین کار آیه الله خمینی مطرح کردن مجدد اسلام درسطح جهان ومعطوف ساختن دوباره افکار عمومی جهان اسلام بوده است. (بیرکی : 356 ) 3 یکی از رهبران برجسته مسلمانان آلمان «اوسوس، یاوس» می‌گوید : امام خمینی (ره) بیدارگرهمه موحدان درعصرما ست؛ احیای دین ومعنویت درروزگاری که سیطره مادیت وابزار مادی واندیشه های ضد معنوی جامعه بشری را در چنبره خود گرفته بود، مدیون امام خمینی ویاران انقلاب اسلامی است. (همان، 26) نگاه مقایسه ا ی نهضت امام خمینی و سید جمال‌الدین را می‌توان با در نظرگرفتن چند عامل و راهکار مهم، با هم مقایسه نمود : 1 قبلاً تذکر رفت که، امام خمینی قبل ازآنکه وارد عرصه سیاست گردد، به عنوان یک فقیه ومرجع تقلید در موقعیت بالای اجتماعی قرار گرفت. بنا بر این می‌توان گفت که مرجعیت از نظر اعتقادی و اجتماعیی سیاسی یک جایگاه مهم بود که جمع کثیری از مردم ومقلدین تحت تأثیر گفتار ورفتار امام (ره) رارگرفتند مردم از حرکتی که مرجع تقلیدشان به راه انداخته بود، حمایت می‌کردند. بر این اساس امام خمینی با استفاده از این ویژگیی قش برازنده ای در بیداری اسلامی ایفا نمود. اما سید جمال‌الدین از ویژگی مرجعیت برخوردار نبود. براساس فقدان همین ویژگی بود که وی عملاً درنامه ای به آیه الله میرزا حسن شیرازی (میرزای شیرازی) که در آن روزگاراز مراجع بزرگ تقلید بود، اورا مورد خطاب قرار می‌دهد که تو مرجع وامید وپناه وملجأ مسلمانان جهان هستی، مسلمانان را از دست کفار واستعمار گران نجات بدهید. این سفارش‌ها وتأکیدهای سید جمال‌الدین موجب شد تا میرزای شیرازی فتوای معروف به تحریم تنباکورا صادرنماید. بخشی از نامه سید بدین شرح است : پیشوای دین، پرتو درخشان انوار ائمه، پایه تخت دیانت، زبان گویای شریعت، جناب میرزاحسن شیرازی – خدا نیابت امام زمان (عج) را به تواختصاص داده و ازمیان طائفۀ شیعه تورا برگزیده و زمام ملت را ازطریق ریاست دینی بدستت داده درمقابل این بزرگی که به تو ارزانی داشته حفظ دین ومدافعه ازجهان اسلام را نیز بر عهده‌ات نهاده است ... ملت اسلام درهرپیش آمدی به تو متوجه شده و در هر مصیبتی چشمش را به تو دوخته، اگر برای حق قیام کنی همه پشتیبانی تو برخاسته آنگاه افتخار وسربلندی نصیبشان خواهد شد. تو ای پیشوای دین! اگر به کمک ملت برنخیزی وآنها را جمع نکنی وکشور را با قدرت خود از چنگ این گناه کاران بیرون نیاوری طولی نخواهد کشید که مملکت اسلامی زیراقتدار بیگانگان در می‌آید. (الحسینی، 2002: 61-62 ) واژه های پیشوای دین، نیابت امام زمان، ریاست دینی، حافظ ومدافع اسلام، رئیس فرقه شیعه که در نامه سید آمده است، بیانگر عظمت مرجعیت دینی است. بر این اساس می‌شود گفت که نقش مرجعیت دینی تا آنجا برجسته است که حتی خود سید جمال، باز کردن گره مشکلات جهان اسلام را به دست مرجعیت می‌داند ولی خود سید فاقد این ویژگی بود در حالی که امام خمینی به عنوان یک مرجع تقلید نهضت الهی خویش را آغاز نموده وبه ثمر رساند. البته این نکته روشن وآشکار است که مقام علمی ونبوغ فکری وازهمه مهم‌تر مرجعیت سیاسی سید جمال‌الدین کم نظیر است اما سایر ویژگی‌های علمیش تحت تأثیر مرجعیت سیاسی او قرار گرفته است. 2 تشکیل حکومت اسلامی توسط امام خمینی (ره) حول عظیمیی ر عرصه های سیاسی و اجتماعی جهان اسلام و غرب به وجود آورد ونیزز ر افکار و دیدگاه های مادی گرایان و سایر لیبرالیست ها، ازجمله نظریه مبنی بر پایان مذهبب أثیرگذاشتهه قش برآب نمود. اما در باره نظریه خلافت توسط سید جمال این سوال مطرح است که چرا سید جمال نتوانست این نظریه را در خارج تحقق بخشد وتنها در حد یک پیش نهاد باقی ماند؟ بر فرض این توجیه وتحلیل که نظریه خلافت دراواخر عمر سید ارائه شده باشد، باز هم نمی‌تواند دلیلی برای عدم موفقیت سید باشد زیرا اگر این نظریه قابل اجرا بود، به طور حتم شاگردان سید این کار را اجرا می‌کردند. گذشته از این می‌توانیم بگویم که چرا سید درهمان آغاز نهضت این طرح وتئوری را ارائه نکرد؟ پس به این نتیجه می‌رسیم که به مسلماً نظریه خلافت قابل مناقشه وتأمل است والا شاگردان سید یا دیگر متفکران اسلامی روی آن می‌اندیشیدند. جنبش خلافت که در هند به وجود آمده بود، نمونه ای روشن از عدم امکان تحقق نظریه خلافت وپیش نهاد سید جمال‌الدین در این زمینه بود. درباره جنبش خلافت یکی از نوسندگان چنین نگاشته است : «با گستردن تور سعی می‌شد ازکشتی شکستۀ نهضت خلافت چیزی را نجات دهند. این نیز به سان هدف محدود قبلی به شکست انجامید. » (مشیر، 1367 : 87 ) در جای دگرمی گوید : «بدین ترتیب بود که مکتب جدید حیات مذهبی اسلام درهندوستان اوایل سدۀ بیستم ناگذیر به بن بست رسید، مکتبی که شعارش» خلافت ومشی سیاسی‌اش «جدای طلبی» بود. . (همان : 93) بنا بر آنچه گفتیم یکی ازویژگی های مهم وبرجسته نهضت امام خمینی (ره) که در نهضت فکری سید جمال‌الدین به چشم نمی خورد، تشکیل حکومت بود. درواقع تشکیل حکومت اسلامی توسط امام خمینی یکی از پدیدهای بزرگی بود که در قرن بیستم اتفاق افتاد. 3 اهمیت وضرورت تئوری و نظریه پردازی در انقلاب‌ها به طور کامل روشن است. انقلاب اسلامی مانند سایر انقلاب‌های جهان ازنظریه های عمیق برخورداربود. نظریه ولایت فقیه ازبارزترین نظریه های امام خمینی بود که حکومت اسلامی را براساس این نظریه پی ریزی نموده وبنیاد نهاد؛ تئوری ولایت فقیه انعکاس گسترده وعمیقی درجهان ایجاد کرد اما در نهضت فکریی ید جمال‌الدین این مسئلهه یلی صریح وروشن نیست. البته بعضی معتقدند که سید مرد پیکار، سخت کوشی و عمل بوده تا قلم و نظریه پردازی. (کافی : 39 ) ه هر صورت در نهضت فکری سید جمال نظریه معروفف ثل دکترین ولایت فقیه در نهضت امام خمینی وجود نداشتت ا اذهان و افکار را به طرفف ویش جلب سازد. 4 یکی ازعوامل که نقش امام خمینی را در مقایسه با نهضت سید جمال‌الدینن برجسته می نماید تعیین جایگاه رهبری درحکومت اسلامی بود امام خمینی مسأله رهبری یا به عبارت دیگر دکترین ولایت فقیه را قبل از تشکیل حکومت اسلامی ارائه داده بود تا مسلمانان بعد از پیروزی انقلاب دچارسردرگمی و مشکل نگردند. این نکته روشن است که یک ا نقلاب و حکومت درصورتی می‌تواند برای همیشه پایدار واستوار بماند که یک شخصیت به تمام لحاظ جامع وممتاز در رأس آن حکومت حضور داشته وبه عنوان رهبر، نقش محوری خویش را ایفا نماید اما سید جمال‌الدین با وجود تلاش‌های گسترده و طاقت فرسای خویش برای تشکیل خلافت اسلامی مسأله رهبری را کمتر مورد توجه قرار داده بود. گویا سید جمال تشکیل حکومت یا خلافت اسلامی با رهبری واحد را غیر ممکن دانست : من نمی‌گویم که بر همه کشورهای اسلامی یک نفر حکومت کند، زیرا این کار بسیار دشوار است ... ولی امیدوارم که حاکم وسلطان همه ملت‌های مسلمان، تنها قرآن باشد وعامل وحدت ویگانگی آن دین آن‌ها. (منصوری نژاد، 1387: 108-109 ) در باره تئوری خلافت سید جمال این سوال مطرح است که برفرض که حکام وسلاطین اسلامی یا ملتهای مسلمان در تشکیل خلافت دور هم جمع می‌شدند، چه کسی به عنوان خلیفه وحاکم اسلامی دررأس امور قرار می‌گرفت؟ یکی از چالشهای عمده ای که درمسیر خلافت اسلامی قرار داشت، تعیین شخص به عنوان خلیفه در رأس حکومت اسلامی بود؛ زیرا با توجه به اوضاع وشرایط سیاسی اجتماعی مسلمانان و نظامهای وقت، هر سلطان وحاکمی از هر جا ادعای خلافت داشتند؛ درترکیه، ایران، مصر، هند وجاهای دیگر وخود سید جمال هم آن طوری که از قرائن وشواهد پیدا است، در صدد این نبوده که خود به عنوان رهبر یا خلیفه در رأس حکومت وخلافت اسلامی قرار بگیرد. 5 یکی از عواملی که نهضت امام خمینی را به ثمر رساند، تمرکز او در حوزه علمیه و سیاسی کردن آن بود که فوق العاده احساسات دینی مردم را برانگیخت و درپی آن مردم به حمایت ودفاع از مرکز اسلام یعنی حوزه علمیه وروحانیت برآمدند. تمرکز امام خمینی روی ملتت ه شناخت متقابل واطمینان طرفینی میان امام خمینی، ملت ومردمم رقرار بود انقلاب اسلامی را بهه یروزیی ساند. درحالی که سید جمال‌الدین نه جای مشخصی را به عنوان مرکز فعالیت خویش انتخاب کرد ونه ملت خاص را بلکه سید یک روز در شرق، یک روز در غرب، گاهی در هند وافغانستان، گاهی درروسیه، مصر وایران، مدتی در حوزه های علمیه، چندی در دربار سلاطین، حظه ای درقهوه خانه لحظه ای در جای دیگر مشغول فعالیت بود. سید جمال‌الدین طی نامه ای به رئیس دولت عثمانی از سفرها ودیدار های که با مسلمانان درکشورهای مختلف داشته گزارش می‌دهد که دریکی ازآن سفرها ابتدا از هندوستان حرکت نموده کشور افغانستان وشهرهای آن، کشور های آسیای مرکزی وقفقاز وشهرهای مختلف آن را یکی پس از دیگر طی نموده سپس به سوی ترکیه وسایر شهرهای آن رفته و در طول این سفر مسلمانان اعم ازنخبگان علمی و سیاسی ومردم عادی را ملاقات نمود است (الحسینی، 2002 : 142- 144 ) . روشن است هر نهضت باشد با این همه گستردگی وپراکندگی نمی‌تواند نتیجه بخش باشد؛ هرقدر فعالیت‌های سیاسی، دینی و فرهنگی از تمرکز بیشتر برخوردار باشد، نتیجه بهتر را درپی خواهد داشت. 6 امام خمینی قبل از آغاز انقلاب، به پایه‌هایی کری، فرهنگی و از همه مهم تراجتماعی و مردمی آن توجه داشت. امام (ره) بتداا ین پایه هارا مستحکم ساخت و سپس نهضت خویش را آغاز نمود. بنابراینن قش وجایگاه مردمم چه درپیروزی انقلاب وچهه بعد ازآن در تشکیل حکومت اسلامی بسیار برجسته وبرازنده بود. بدون تردید، نهضت امام خمینی و در پی آن تحقق وشکل گیری حکومت اسلامی تنهاا ظام برخواسته مبتنی برمردم سالاری دینی در تاریخ معاصرتلقی می‌گردد : امامم چه قبل ازانقلاب وچه بعد ازآنن همواره بر نقش مردم تأکید داشته وحقیقتاً برای آن ارزش واهمیت زیادی قائل بودند و در طول مبارزه با نظام ستم شاهی وبعد از پیروزی انقلاب، مخاطب اصلی امام مردم بود. (خواجه سروی، 1389 : 19 ) درحالی که در نهضت فکری سید جمال‌الدین باتمام برجستگی هاو عظمتشش نقش مردم بسیار کمرنگ بود. سید به جای این که سراغ مردم و ملت‌ها برود، یک سره سراغ نخبگان علمی و سیاسی ودربار سلاطین روی آورد : سید جمال مانند دیگر روشنفکران ایرانی در آغاز به دنبال اندیشه اصلاح ازبالا بودد ما از طریق ارتباط نزدیک بادربار ناصر الدین شاه به تدریج به این باور رسید که اندیشه اصلاح ازبالا نتیجه بخش نیست. () id.irwww. = فلاح توتکار سید جمال بنا براهمیت خاصی که به بیداری علما ورهبری آن‌ها در نهضت‌های سیاسی وفکری مشرق زمین دارد، در کشورهای اسلامی به سراغ علما رفت. (موثقی، 1388 : 70 ) گویا بیش از هرکس دیگر خود سید در واپسین روزهای زندگی به برخی از کاستی‌های کار خود پی برده بود : سید جمال‌الدین همه قدرت انقلابی و نبوغ فکری وسیاسیش را دررفت وآمد میان دربارها و در بازی میان رجال وبازیگران کثیف سیاست به هدر داد وبارورترین سالهای پرتلاش عمرش را در آوارگی ودوندگی میان روسیه وایران وترکیه ولندن تباه کرد ودرنتیجه قربانی خیانت‌ها، پیشرفت‌ها وتوطئه سازی‌های رجال منحط، خیانتکار یا مأمور عصر خویش شد. (فراستخواه، 1377 : 182 ) با این نگرش است که خود سید جمال‌الدین اذعان نموده است که ازراهکارهای خویش پیرامون نهضت اصلحی و بیداری اسلامی آن طور که باید نتیجه کافی رابه دست نیاورده است ... (کرمانی، 1355 : 67 ) نتیجه گیری : امام خمینی (ره) با به کار گیری راهکارها وعواملی مختلف نقش مهمی در بیداری اسلامی ایفا نمود و به اهداف الهی و آرمان‌های خویش نائل گردید. نخست با کسب مقام مرجعیت جایگاه اجتماعی ونفوذ معنوی خویش را فراهم ساخت، با استفاده از این موقعیت اجتماعی ومردمی، حرکت وقیام را برضّد نظام استبدادی آغاز نمود. ملت ومردم در کنار حوزه علمیه و روحانیت از این قیام حمایت وپشتیبانی کردند تا انقلاب اسلامی به پیروزی رسید. تشکیل حکومت اسلامی توسط امام خمینی از یک سو تأثیر عمیق بر افکار سیاسی اجتماعی ملت‌های مسلمان در راستای بیداری اسلامی در منطقه وجهان گذاشت، ازسوی دیگر دیدگاههای مکاتب لیبرالیستی مبنی بر «پایان مذهب» را نقش برآب ساخت. همچنین نظریه پردازی امام خمینی به ویژه دکترین ولایت فقیه برای استحکام بخشیدن به حکومت اسلامی از دیگر برجستگی‌های امام خمینی به حساب می‌آید. تمرکز امام خمینی (ره) روی ملَت وحوزه علمیه درپیروزی این نهضت الهی فوق العاده تأثیر گذار بود که نشانگرجامعه شناختی بسیار بالای امام خمینی (ره) است واز همه مهم‌تر نقش وجایگاه مردمی یا به عبارت دیگر مردم سالاری دینی که بسیار برجسته ونمایان است ازدیگر عوامل تأثیر گذار در نهضت امام خمینی (ره) به شمار می‌رود. هرچند نهضت فکری سید جمال‌الدین تأثیر عمیقی در بیداری اسلامی داشت اوضاع سیاسی منطقه و جهان را متحول وروح تازه ای در کالبد نیمه جان ملتهای مسلمان دمید اما آن عواملی را که امام خمینی در نهضت خویش به کار گرفت، در نهضت فکری سید جمال‌الدین وجود نداشت تا بتواند براساس آن عوامل به آرمانهای الهی وجامعه ایده آل خویش دست یابد منابع : 1. امام خمینی، روح الله، ولایت فقیه، مؤسسه تنظیم ونشر آثار امام خمینی، 1373 2. انوری، حسن ودیگران، فرهنگ بزرگ سخن، ج 7، انتشارات سخن، تهران، سال 1381 3. بختیاریان، رضا، ماهنامه سیاسی – تحلیلی دیپلیماتیک، شماره 46 زمستان 1389 4. بیرکی، علی داستانی، امام خمینی از نگاه نخبگان جهان، مؤسسه تنظیم ونشر آثار امام خمینی، تهران، 1386 5. استمپل، جان. دی، درون انقلاب ایران، ترجمه دکتر منوچهر شجاعی، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، بی جا، سال 1377 6. جمشیدی، محمید حسین، اندیشه سیاسی امام خمینی، پژوهشگاه امام خمینی وانقلاب اسلامی، تهران 1384 7. الحسینی الافغانی، سید جمال‌الدین، الرسائل والوثاق (نامه‌ها واسناد) تهیه وتنظیم سید هادی خسروشاهی، مکتبه الشروق الدولیه، القاهره – کوالالمپور – جاکارتا –لوس انجلوس، سال 2002 8. خسرو شاهی، سید هادی، مجموعه مقالات؛ سید جمال‌الدین اسد آبادی ونهضت بیداری اسلامی جهانی تقریب مذاهب اسلامی؛ تهران؛ 1383 9. خسروی، احمدعلی، بررسی استراتؤی اما م خمینی در رهبری انقلاب اسلامی، انتشارات پیک جلال، قم 1379 10. خواجه سروی، غلام رضا، فصلنامه علمی – پژوهشی در حوزه اتقلاب اسلامی، سال هفتم / شماره 23، زمستان 1389 11. خوش رو زاده، جعفر، فصلنامه پژوهشی اندیشه انقلاب اسلامی، شماره نهم، بهار 1383 12. دهخدا، علی اکبر، ج 14 لغتنامه، مؤسسه لغتنامه دهخدا، تهران، 1377 13. روحانی، سید حمید، بررسی وتحلیلی از نهضت امام خمینی، انتشارات راه امام تهران، جاپ یازدهم، 1360 14. شجاعی زند، علی رضا، مجموعه مقالات کنگره بین المللی تبیین انقلاب اسلامی، ایدئولوژی رهبری وفرآیند انقلاب اسلامی، مؤسسه چاپ ونشر عروج، تهران، ج 2 سال 1382 15. شهرامی، بیژن، مجموعه مقالات دومین کنگره بین المللی امام خمینی واحیاءتفکر دینی، ج 3 موسسه تنظیم ونشر آثار امام خمینی، 1377 16. شیدائیان، حسین، آسیب شناسی انقلاب اسلامی از نگاه امام خمینی، نشر یاقوت، قم سال 1379 17. صاحبی، محمد جواد، سید جمال‌الدین حسینی پرچم دار اتحادئتقریب، مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، تهران، 1385 18. صاحبی، محمد جواد، اندیشه اصلاحی در نهضتهای اسلامی، دفتر تبلیغات اسلامی، قم 1376 19. طاهری، حبیب الله، انقلاب وریشه ها، مرکز چاپ ونشر سازمان تبلیغات اسلامی، 1376 20. عمید، حسن، فرهنگ عمید، ج 3، مؤسسه انتشارات امیر کبیر، تهران، 1371 21. فارسون، سمیح، مهرداد مشایخی، فرهنگ سیاسی در جمهوری اسلامی ایران، ترجمه معصومه خالقی، مرکز بازشناسی اسلام وایران، تهران سال 1379 22. فراتی، عبد الوهاب، انقلاب اسلامی وبازتاب آن، ناشر زلال کوثر، سال 1381 23. فراستخواه، مقصود، سرآغاز نواندیشی معاصر دینی وغیر دینی، شرکت سهامی انتشار، 1377 24. فلاح توتکار، حجت، سید جمال‌الدین اسد آبادی و نظریه جنبش توده ای، گروه تاریخ دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین، SID.IR WWW. 25. فلاح زاده، علی، سیاست صدور انقلاب اسلامی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران 1384 26. کافی، مجید تغیرات اجتماعی در اندشه سید جمال‌الدین اسد آبادی، پژوهشگاه حوزه ودانشگاه قم 1389 27. کرمانی، ناظم الاسلام، تاریخ بیداری ایرانیان، تهران، امیر کبیر، 1355 28. گرانویل، ادوراد بروان، انقلاب مشروطیت ایران، ترجمه مهری قزو. ینی، انتشارات کویر، تهران، 1376 29. مددپور، محمد، انقلاب اسلامی و نظریه پایان تاریخ انجمن معارف اسلامی ایران، قم،1381 30. مشیر الحسین، جنبش اسلامی وگرایشهای قومی در مستعمره هند، ترجمه حسن لاهوتی، ناشر بنیاد پژوهشهای اسلامی استان قدس رضوی مشهد، سال 1367 31. مطهری، مرتضی، نهضتهای اسلاین در صد سال اخیر، اتشارات صد را، چاپ نهم 1367 32. منصوری نژاد، محمد، رویکردی دینی به مسأله وحدت وهمگرایی، ناشر، مجمع جهانی تقریل مذاهب اسلامی، 1387 33. موثقی، سید احمد، سید جمال‌الدین اسد ابادی مصلحی متفکر وسیاست مدار، مؤسسه بوستان کتاب، قم 1388 34. موثقی، سید احمد، علل و عوامل ضعف و انحطاط مسلمین، دفتر نشر فرههنگ اسلامی، تهران 1373 35. میر آقایی، سید جلال، همبستگی امت اسلامی مجموعه سخنرانیهای هاشمی رفسنجانی در کنفرانس بین مللی وحدت اسلامی. ناشر مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی تهران، 1379 36. نیکی، آرکدی، نتایج انقلاب ایران، ترجمه مهدی حقیقت خواه، انتشارات ققنوس، تهران 1383

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید