نویسنده : مرتضی کریمی نیا  
1389/11/08 ساعت 23:01:18
پژوهش در تاریخ و سیره پیامبر اکرم در غرب, مسبوق به پیشینه ای بلند از تحقیقات تاریخی درباره زندگی دو پیامبر بزرگ یعنی حضرت موسی و حضرت عیسی(ع) است. طی 400 سال گذشته پژوهش های متن شناختی, تاریخی و انتقادی در دو دین یهودیت و مسیحیت, تحولات فراوانی را پشت سر گذاشته و متون مقدس این ادیان, یعنی تورات و انجیل را عرصه انواع موشکافی های علمی, باستان شناختی, ادبی (از منظری سکولار و غیر دینی) کرده است.




سیره و تاریخ زندگانی هریک از پیامبران بزرگ, چنان با روح و آموزه های اساسی دینشان عجین شده است که شناخت دقیق هریک از آن ها بدون دیگری ناممکن, و یا دست کم, ناقص است. این نکته علاوه بر ادیان بزرگ ابراهیمی چون یهودیت, مسیحیت و اسلام, در پاره ای از ادیان شرقی چون بودیسم, به نحو ضعیف تری صادق است. اما آنچه در این مقال مهم است, سیره نگاری پیامبر اکرم در فرهنگ اسلامی و بررسی مشکلات و محدودیت های آن از چشم غربیان است.

پژوهش در تاریخ و سیره پیامبر اکرم در غرب, مسبوق به پیشینه ای بلند از تحقیقات تاریخی درباره زندگی دو پیامبر بزرگ یعنی حضرت موسی و حضرت عیسی(ع) است. طی 400 سال گذشته پژوهش های متن شناختی, تاریخی و انتقادی در دو دین یهودیت و مسیحیت, تحولات فراوانی را پشت سر گذاشته و متون مقدس این ادیان, یعنی تورات و انجیل را عرصه انواع موشکافی های علمی, باستان شناختی, ادبی (از منظری سکولار و غیر دینی) کرده است. این امر گاه چنان صورت افراطی به خود گرفته است که برخی محققان در وجود تاریخی پیامبری چون عیسی(ع) نیز تردید کرده اند. با این همه, یک نکته را می توان مورد اتفاق تمام یا اکثریت محققان جدید دانست: تاریخ ادیان بزرگی چون یهودیت و مسیحیت (تاریخ نجات) (Salvation History) است. از نظر محققان یهودیت و مسیحیت, تاریخ این ادیان و به ویژه کتاب آسمانی آن ها, بیان کننده تاریخی صرف ـ آن گونه که مورخان سکولار در صدد ثبتش هستند ـ نیست, بلکه این متون بیش تر در صدد بیان نقش نجات بخش خداوند در حوادث تاریخ است. فی المثل در تاریخ یهود, سرگذشت بنی اسرائیل در تمام مراحل آن, عرصه حضور خداوند در تاریخ و نجات این قوم در سخت ترین شرایط است. همچنین از نظر مسیحیان, تاریخ نجات با تجسّد خداوند در عیسی مسیح و حوادث مربوط به وی روی داده است. اما این نجات به قومی خاص و برگزیده منحصر نمی شود, بلکه تمام بشریت را در بر می گیرد. در این هر دو مورد, باور به صدق تاریخی حوادث تاریخی, نوعی ایمان به صدق گزاره های دینی آن ادیان را در بردارد.1

بررسی های علمی و آکادمیک در باب سیره پیامبر اکرم در غرب از اواسط قرن نوزدهم آغاز شد. پیش از این, البته کتاب ها و ردّیه هایی علیه دین اسلام و شخصیت پیامبر(ص) در قرون وسطی تهیه و منتشر شده بود. معروف ترین آنها مجموعه طلیطله یا تولدو2 است که حاوی ترجمه لاتینی ناقصی از قرآن کریم و چند رساله در حدیث و سیره از جمله مسائل عبدالله بن سلام بود. مجموعه طلیطله, به گفته خانم دَلْوِرنی, به همت و دستور پیتر مقدس یا پییر

_______________________________

1. برای نوشته ای فارسی در این باره نگاه کنید به آلن گالووی, پانن برگ: الهیات تاریخی, ترجمه مراد فرهادپور, تهران, صراط, بی تا, به ویژه فصل دوم با عنوان (وحی به مثابه تاریخ).

2. Corpus Toletanum.


محترم3 (1092ـ1156), راهب دیرکلونی در فرانسه فراهم آمد و او خود نیز چند متن احتجاجی علیه اسلام در این مجموعه گنجانید.4 نمونه هایی دیگر از این گونه کتاب ها, آثار یوحنای دمشقی5 (قرن هفتم و هشتم), پطرس آلفونسی6 (متولد حدود 1062) ـ یهودی اسپانیایی که به مسیحیت گرویده بود ـ ویلیام تریپولی7 (قرن سیزدهم), نیکلاس کوزائی8 (1401ـ1464) و نیز مقدمات و حواشی بیش تر ترجمه های قرآن در این دوره است که از ابتدا به قصد ابطال و سخیف کردن دین اسلام نوشته شده اند و گاه مؤلفان آنها کوشیده اند برتری شخصیتی و دینی حضرت عیسی بر پیامبر(ص) را در آثار خود اثبات کنند.9

اطلاعات صحیح راجع به سیره پیامبر در قدم نخست از منابع اصیل اسلامی اخذ می شد, اما ناقلانی غیر مسلمان که مدت ها در حاکمیت مسلمانان زندگی کرده بودند, آن را در اروپا منتشر می کردند. اینان هیچ گاه نگران دقّت در نقل مطالب نبودند, بلکه به عکس می کوشیدند تصویری منفی از پیامبر اسلام ارائه دهند. همین اطلاعات مغلوط و مجعول به دست دانشجویان و پژوهشگران غربی در قرون وسطی رسیده است که هیچ گونه تسلطی بر منابع اصیل اسلامی نداشته و از سوی دیگر غالباً در صدد جدل و ابطال حقانیت دین اسلام بوده اند.

بدین سان مهم ترین نقاط و فرازهای زندگی پیامبر اسلام را دو دسته در اروپای قرون وسطی پراکنده ساختند: از یک سو, بیزانسی هایی که از طریق شامات اسلام را می شناختند و از سوی دیگر, مسیحیان اسپانیا که در تحت حکومت اسلامی زندگی کرده و به نام (مستعربون)10 شناخته می شدند. اما, بی تردید, مهم ترین منبع اطلاعاتی مسیحیان اروپا به زبان اسپانیویی بود. اگر از چند مورد استثنایی صرف نظر کنیم, مجموعه تمام سیره هایی که از زندگی پیامبر اسلام در قرون وسطی نوشته شده اند, همگی دارای غرض و گرایش واحدی بودند: ایشان می خواستند اثبات کنند که حضرت محمد(ص) بنا به شهادت زندگی و اعمال و اقوالش نمی توانسته است پیامبری راستین باشد; بنابراین کتاب وی مجموعه ای از اعمال و تراوشات ذهنی انسانی است و اسلام در خوش بینانه ترین قضاوت, جعل ناقصی از دین مسیحیت است!11

پس از قرون وسطی آهنگ توجه به دین اسلام, ترجمه قرآن و سیره نگاری پیامبر در میان غربیان بیش تر شد و ـ همچنان که اشاره شد ـ بررسی های علمی و آکادمیک در باب سیره پیامبر اکرم درغرب از اواسط قرن نوزدهم آغاز شد. نخستین اثر جامع و علمی در شرح حال و زندگی پیامبر اکرم, کتابی است به آلمانی از گوستاو وایل با عنوان محمد, پیامبر [خدا]: سیره و مذهب او.12 مؤلف این کتاب علاوه بر استفاده از آیات قرآن کریم, در تدوین سیره نبوی به منابع اسلامی متأخر از قرن ششم هجری رجوع کرده است. دیگر آثار مربوط به این دوره عبارتند از: سیره و تعالیم محمد بر مبنای عمده منابعی که تاکنون مغفول مانده است, در سه جلد, نوشته آلویس اشپرنگر13 در سال های 1861ـ 1865; گفتاری در تاریخ اسلامی, نوشته راینهارت دوزی14 در سال

_______________________________

3. Petrus Venerabilis.

4. در مقاله (دو ترجمه لاتینی قرآن از قرون وسطی) با مشخصات کتاب شناختی زیر:

Marie ThژrڈsedصAlverny, "Deux traductions latines du Coran au Moyen Age," in Archives dصhistoiredoctrinale et littژraire du Moyen مge 22-23 (1947-48) pp. 69-131.

این مقاله همچنین اخیراً در این کتاب به چاپ رسیده است.

La connaissance de lصIslam dans lصoccident mژdiژval, ed. Charles Burnett, Aldershot: Variorum, 1994.

5. John of Damascus.

6. Petrus Alfonsi; Pedro do Alfonso.

7. William of Tripoli.

8. Nicholas of Cosa.

9. در این باره نگاه کنید به بخش اول و دوم از فصل نخست کتاب سودمند هارتموت بوبتسین با عنوان قرآن در عصر اصلاحات: تاریخچه اولیه مطالعات عربی و اسلامی در اروپا در زیر:

Hartmut Bobzin, Der Koran im Zeitalter der Reformation: Studien zur Frںhgeschichte der Arabistik und Islamkunde in Europa. Beirut: Deutsche Morgenl*ndische Gesellschaft; Stuttgart: Steiner, 1995 (Beiruter Texte und Studien, 42) pp. 13-90.

10. Mozarabs.

11. در این باره نگاه کنید به مقاله آ. نوت (Albrecht Noth) با عنوان (الف. تصویر پیامبر در قرون وسطی لاتینی) که بخشی است از مدخل محمد [Muhammad] در دایرةالمعارف اسلام, ویرایش دوم, لیدن: انتشارات بریل. در بخش دیگری از همین مقاله ترود اِلرت (Trude Ehlert) فهرستی بسیار جامع از تمام مکتوبات رایج در باب سیره پیامبر از قرن هشتم تا نوزدهم میلادی در اروپا به دست داده و به تفصیل آن ها را بررسی کرده است.

12. Gustav Weil, Muhammad der Prophet, sein Leben und seine Leher, n.p. 1843.

13. Aloys Sprenger, Das Leben und die Lehre des Mohammad: Nach bisher grڑsstentheils unbenutzen Quellen bearb, 3vols., Berlin: Nicolaiصsche Verlagsbuchhandlung, 1861-1865.

14. Reinhart Dozy, Essai sur lصhistoire de lصIslamisme, Paris: Leude, 1879.


1879; حیات محمد در چهار جلد, تألیف ویلیام مویر15 در سال 1861. تا آن زمان, منابع اولیه اسلامی در سیره نگاری, هنوز در دسترس غربیان نبود, اما در دهه های پایانی قرن نوزدهم و نیمه اول قرن بیستم, برخی نسخ مخطوط از منابع قدیم سیره و تاریخ اسلامی کشف, و با ویرایش و تصحیح غربیان منتشر شدند. بنابراین, در طول قرن بیستم, چهار منبع اصلی از میان تواریخ و سیره نگاری های اسلامی در دسترس پژوهشگران غربی قرار گرفت. این منابع عبارت اند از: مغازی واقدی; سیره ابن هشام; طبقات ابن سعد; و تاریخ طبری.16 در طول قرن بیستم, مراجع اصلی غربیان در شناخت سیره نبوی, علاوه بر قرآن کریم و برخی از صحاح ستّه, این چهار کتاب بوده است.

نخستین محققان غربی در باب سیره نبوی, چندان نگران این مسأله نبودند که کهن ترین منابع اسلامی در این حوزه, دست کم دو تا سه قرن پس از رحلت پیامبر اکرم تدوین شده اند; چرا که تمامی این کتب حاوی روایات و سلسله اسانیدی بود که به اذعان مؤلفان آن کتب, به زمان های بسیار متقدم می رسید و غالباً به فردی شاهد ماجرا از صدر اسلام منتهی می شد. سیره نویسان غربی, البته, نیک آگاه بودند که در میان این روایاتِ گاه متناقض, آثار و نشانه های جعل, اغراق, و انواع تعصّبات و غرض ورزی های فرقه ای و مذهبی وجود دارد, لیکن بر این اعتقاد بودند که یک ذهن نقّاد و تیزبین سرانجام می تواند دریابد که در تک تک حوادث صدر اسلام واقعاً چه روی داده است. در سال 1890 ایگناز گلدتسیهر با انتشار جلد دوم کتاب مطالعات اسلامی17 نخستین شوک را بر این دیدگاه خوش بینانه وارد ساخت.18 وی در اصل می خواست این نکته را مطرح و مدلّل کند که اغلب متون حدیثی اعتقادات, باورها و منظومه فکری دوره های متأخر از صدر اسلام را بازگویی می کنند; چرا که در این فضا و در دوره های متأخر ساخته و تدوین شده اند; لذا این متون را نباید منبع و مرجع تاریخی در تدوین سیره پیامبر(ص) و تاریخ صدر اسلام دانست.

هرچند گلدتسیهر بحث خود را عمدتاً به تشکیک در روایات فقهی در صحاح ستّه معطوف کرده بود, لیکن نتایج کار وی روایات سیره موجود در کهن ترین منابع اسلامی را نیز دربر می گرفت. از همین رو, برخی از مورخان و سیره نویسان غربی در اوایل قرن بیستم روش شکاکانه گلدتسیهر را برگرفته و در پژوهش های خود راجع به زندگی پیامبر(ص) به کار بستند. فی المثل لئونه کایتانی, سیره نگار مشهور ایتالیایی در کتاب حجیم تاریخ اسلام19 خویش و نیز هانری لامنس مستشرق فرانسوی در مقاله ای با عنوان (نحوه تدوین سیره محمد از درون قرآن و سنت),20هر دو این رأی را ابراز می کردند که تقریباً تمام منقولات مربوط به حیات و سیره نبی اکرم(ص) مجعول و برساخته نسل های بعدی است. از منظر این مستشرقان, چارچوب شکلی سیره و ترتیب تقویمی آن برآمده از روایات اسلامی است و چنانچه این چارچوب و تقویم تاریخی را کنار بگذاریم, اشارات تاریخی به سیره پیامبر که در قرآن آمده است, چندان اطلاعی به مورّخ و سیره نگار غربی نمی دهد. این شکاکیت تمام عیار و افراطی را, البته تنها معدودی از محققان سیره و قرآن و حدیث در غرب پذیرفتند.

از سوی دیگر, تردیدهای گلدتسیهر در منابع روایی و تاریخی اسلام با واکنش هایی از جبهه مقابل مواجه شد. نخست خانم نبیّه ابوت در کتاب مطالعاتی در پاپیروس های عربی, جلد

_______________________________

15. Sir William Muir, The Life of Mahomet, 4vols,. London, 1858-1861. Rev. ed. Edinburgh: John Grant, 1912, 1932.

16. سیره ابن اسحاق را فردیناند وستنفلد در فاصله سال های 1858ـ1860 در گوتینگن آلمان به چاپ رسانید و سپس آلفرد گیوم ترجمه ای انگلیسی از آن همراه با اضافاتی منتشر کرد. طبقات ابن سعد نیز در 9جلد در میانه سال های 1905ـ1940 در لیدن هلند به چاپ رسید. پیش تر از این تاریخ طبری را میخائیل یوهان دخویه در 15جلد در همان جا (1879ـ1901) منتشر کرده بود; و سرانجام مغازی واقدی را مارسِدن جونز در سه جلد در لندن (1966) منتشر کرد.

17. Ignaz Goldziher, Muhammedanische Studien, 2vols., Halle, 1888-1890. English translation: Muslim Studies, tr. by C. R. Barber & S. M. Stern. London: George Allen and Unwin, 1967-1971.

18. به گفته هربرت بِرگ در کتاب تکوین و تکامل تفسیر در نخستین سده های اسلامی, پیش از گلدتسیهر, برخی از مستشرقان چون وایل, اشپرنگر, دوزی و مویر در وثاقت و صحت اسانید روایات سیره تردیدهایی کرده بودند, اما گلدتسیهر نخستین بار این شکاکیت را صورت بندی و با بهره گیری از دانش گسترده خود راجع به احادیث صحاح ستّه, در اثر خود عرضه کرد. نگاه کنید به:

Herbert Berg, The Development of Exegesis in Early Islam: The Authenticity of Muslim Literature From the Formative Period. Richmond (Surrey): Curzon, 2000. p.9.

19. Leone Caetani, Annali dellصIslam, Milan, 1905.

20. Henry Lammens, "Qoran et tradition, comment fut composژe la vie de Mahomet," Recherches de science religieuse li (1910) pp. 26-51.

اول: متون تاریخی; جلد دوم: تفاسیر قرآنی و روایات,21 و سپس فواد سزگین در کتاب تاریخ ادبیات عرب, ج اول: علوم قرآنی, حدیث, تاریخ, فقه, کلام و تصوف تا 430 قمری22 دیدگاه گلدتسیهر را مردود ساختند. خانم ابوت بر سنت مداوم اعراب در کتابت شعر, تاریخ و حدیث ـ حتی از دوره جاهلیت ـ تأکید می کند و فؤاد سزگین با تاریخ گذاری برخی متون روایی و تفسیری پیش از قرن دوم و سوم ـ همچون نسخ القرآن زُهری و تفسیر ابن عباس ـ قدمت و وثاقت منابع کهن اسلامی را اثبات می کند به نظر نبیّه ابوت, صحابه پیامبر عادت به ثبت احادیث پیامبر داشته اند و از این رو, احادیث بسیاری به صورت مکتوب باقی مانده بود. بنابراین هنگام تدوین جوامعِ حدیثی نخست, وجود همین سنّت و میراث مکتوب, ضامن اعتبار وثاقت روایات نبوی بوده است. وی البته در پاسخ به این پرسش که چرا هیچ اثر و نشانه ای از این سنت مکتوب برجای نمانده است, گناه این امر را به گردن خلیفه دوم, عمر بن خطّاب, می اندازد که با سخت گیری بسیار, دستور به محوِ تمام متون غیر از قرآن داده بود تا مبادا مسلمانان نیز چون یهودیان صاحب کتاب و نوشته هایی در عرض کتاب آسمانی شان شوند. اما, این هر دو منتقدِ گلدتسیهر در وثاقت و سلامت اسانید عمده روایات نبوی تردیدی نداشتند.

در نیمه نخست قرن بیستم چندین کتاب در شرح حال و سیره پیامبر(ص) در غرب منتشر شد که مؤلفان آن ها در مقدمه یا مؤخّره کتاب خود به اعتبار مشکوک یا متزلزل روایات سیره و مغازی اشاره می کردند. با وجود این, چندان بر این نکته اصرار نمی ورزیدند, بلکه کتب خویش را بر مبنای مفاهیم و باورهای کلی برآمده از همین روایات سیره و مغازی تدوین می کردند. مهم ترین کتاب از این دست را رژی بلاشر, مترجم فرانسوی قرآن کریم و محقق در فقه اللغه و ادبیات عرب در سال 1952 تألیف کرده است. کتاب وی مسأله محمد یا معمّای محمد23 نام دارد که در آن فصل مهم و سودمندی در باب (سیره نگاری انتقادی) آمده است.

درست در همین زمان, یعنی در نیمه قرن بیستم, یوزف شاخت, مستشرق هلندی و از جمله سر ویراستاران دائرةالمعارف اسلام (ویرایش دوم, لیدن, انتشارات بریل), در کتاب خویش با عنوان مبانی فقه اسلامی24 بار دیگر اعتبار و اصالت حدیث در قرن نخست هجری را مورد خدشه قرار داد. از نظر شاخت, روایاتی که با سلسله سند خود به پیامبر(ص) یا یکی از صحابه می رسند, در واقع محصول تحولات سیاسی, فقهی و کلامی قرن دوم هجری اند و ارزش تاریخی عصر پیامبر را ندارند. دغدغه اصلی شاخت ـ که بر روش شکاکانه گلدتسهیر تکیه می کرد ـ مبادی فقه اسلامی و به ویژه جایگاه شافعی در تحولات فقه اسلامی بود. اهل سنّت به شافعی لقب (ناصر السّنّة) داده اند; یعنی کسی که نخستین بار حجیت قول و فعل و تقریر پیامبر را نظریه پردازی کرده و اسناد و اتصال آن را به پیامبر اهمیت بخشیده است. شاخت بر این نکته تأکید می کرد که احادیث نبوی ـ همراه با قرآن ـ پایه اساسی فقه اهل سنت را تشکیل نداده اند. به اعتقاد وی, این روایات پس از تأسیس برخی نهادهای فقهی و حقوقی در جامعه اسلامی, ساخته شده و رواج یافتند و سپس اسنادهایی قهقرایی به آن ها متصل شده است. پیش از شافعی, در میان سایر مذاهب فقهی اهل سنت, مفهوم سنّت رواج داشت, اما ایشان به سهولت به اموری چون قیاس, استحسان, رأی, عمل اهل مدینه و مانند آن استناد می کردند. شافعی کسی بود که سنت را صرفاً به معنای احادیث نبوی به کار بُرد و بر این امر استدلال کرد که حتی یک حدیث واحد و منفرد که اسناد متصل به پیامبر داشته باشد, بی توجه به جعل اسنادش, مقدم بر رأی و نظر تمامی صحابه و تابعین و همه حجت های دیگر است. به نظر شاخت, به همین دلیل پیش از شافعی, استناد به اقوال و آرای صحابه و تابعین در استنباطات فقهی امری رایج بود, اما پس از آن حدیث نبوی ـ حتی با اسنادی مجعول ـ جای رأی صحابه را گرفت.25 نظریه شاخت واکنش های فراوانی در میان مستشرقان و محققان اسلامی

_______________________________

21. Nabia Abbott, Studies in Arabic Literary Papyri, I: Historical Texts, Chicago: University of Chicago Press, 1957; II: Qurص*nic Commentary and Tradition, Chicago: University of Chicago Press, 1967.

22. Fuat Sezgin, Geschichte des arabischen Schrifttums, Band I: Qurصanwissenschaften, Hadith, Geschichte, Fiqh, Dogmatik, Mistik bis ca. 430 H. Leiden: E. J. Brill, 1967.

23. Rژgis Blachڈre, Le problڈme de Mahomet, Paris, 1952.

24. Joseph Schacht, The Origin of the Muhammadan Jurisprudence, Oxford: Clarendon Press, 1950.

25. درباره آرای شاخت, علاوه بر کتاب خود او, نگاه کنید به مقدمه مفصل عبدالمجید ترکی بر کتاب الاحکام فی اصول الاحکام و نیز کتاب جدید هربرت برگ با این مشخصات:

Herbert Berg, The Development of Exegesis in Early Islam: The Authenticity of Muslim Literature From the Formative Period. Richmond (Surrey): Curzon, 2000. pp. 6-23.


داشت. از میان غربیان ویلیام مُنتگمری وات در مقدمه کتاب محمد در مکه26 این رای را مردود شمرد; اما از همه معروف تر محمد مصطفی اعظمی بود که به تفصیل در دو کتاب انگلیسی خود27 و نیز در کتاب دراسات فی تدوین السنة النبویه نظریه شاخت را مورد انتقاد قرار داد.

با آن که استنتاجات افراطی شاخت ـ و پیش از او گلدتسیهر ـ عمدتاً از مطالعه روایات فقهی به دست آمده بود, اما شاخت مدعی صحت نظریه خود در عموم روایات کهن اسلامی شد و حتی در دو مقاله خویش کوشید آن را درباره برخی روایات مغازی اثبات کند.28 با این همه, متخصصان و علاقه مندان به سیره در غرب چندان از رهیافت و نظریه شاخت تأثیر نپذیرفتند. تنها سه سال پس از انتشار کتاب شاخت, جامع ترین کتاب های انگلیسی در باب سیره نبوی, تألیف محققی غیر مسلمان به نام ویلیام مُنتگمری وات انتشار یافت.29 وی نظریه شاخت را بر روایات سیره و مغازی قابل تطبیق ندانست و, در عین قبول پاره ای جعل و دستکاری ها در شکل و ساختار روایات, اظهار کرد که با ذهنی نقاد سرانجام می توان دریافت که در صدر اسلام چه روی داده است. دو اثر فرانسوی و آلمانی پس از وات منتشر شدند که مؤلفان آن ها کمابیش همین دیدگاه اطمینانی را تأیید و ابراز می کردند. نخست کتاب محمد و قرآن, تألیف رودی پارت,30 محقق معروف آلمانی و مترجم قرآن به زبان آلمانی بود و دیگر کتاب محمد نوشته ماکسیم رودنسون31 مستشرق فرانسوی.

در دهه های هفتاد و هشتاد میلادی, چندین کتاب در باب سیره پیامبر و تاریخ اسلام منتشر شد که مؤلفان آن ها دیدگاه های گلدتسیهر و شاخت را به گونه ای منسجم تر پذیرفته و ارائه می کردند. وجه مشترک همه ایشان در این بود که در بازسازی سیره پیامبر اکرم و حوادث قرن نخست هجری روایات منقول را به عنوان منبع تاریخی قبول نداشتند. از میان ایشان, جان وَنْزْبرو در کتاب محیط فرقه ای32 با روش خاص خویش, یعنی تحلیل ادبیِ حدیث و متون حدیثی, هرگونه بازسازی تاریخی در باب حوادث صدر اسلام را کنار می گذارد. وی نخستین بار اصطلاح (تاریخ نجات)33 را در توصیف متون و منابع کهن اسلام به کار بُرد و معضل منابع را به جدی ترین صورت مطرح کرد. به اعتقاد وی, برخلاف تصور پیشینیان, منابع کهن اسلامی در صددِ بیان (آنچه واقعاً در صدر اسلام روی داده است) نیستند, بلکه صرفاً نشان می دهند که مؤلفان متأخر آن ها چه می اندیشیده اند. بنابراین, ما شاید هرگز نتوانیم دریابیم که در واقع چه روی داده است; همه آنچه مقدور ما است, این است که بدانیم به اعتقاد نسل های متأخر ـ آن چنان که در (تاریخ نجات) ثبت شده ـ چه اتفاق افتاده است.34 از سوی دیگر دو شاگرد وَنْزْبرو, به نام های پاتریشیاکرون و مایکل کوک در کتاب مشترک و افراطی شان, هاجریسم,35 کوشیدند به گونه ای بازسازی بیرونی در تاریخ صدر اسلام دست بزنند. ایشان در این راه افراطی خود, عمدتاً بر منابع غیراسلامی, چون کتیبه ها, سنگ نبشته ها و شواهد سکه شناختی از محیط پیرامونی جهان اسلام تکیه کردند که هرچند ذره ای اعتبار منابع اسلامی را نداشتند, اما به نظر شواهد و مدارکی بی طرف و خنثی می آمدند. افراط ایشان چنان اوج گرفت که دیگر وثاقت متن قرآن کریم را, حتی در بازنمایی تعالیم و مواعظ پیامبر اکرم, نیز مورد تردید قرار می دادند. با این حلقه از مستشرقان و سیره نگاران غربی, آخرین و معتبرترین منبع در ثبت تاریخ صدر اسلام, یعنی قرآن کریم, نیز از دسترس خارج شد و, در نتیجه,

_______________________________

26. William Montgomery Watt, Muhammad at Mecca, Oxford: Clarendon Press, 1953.

27. Muhammad Mustafa Azami, On Schachtصt Origins of Muhammadan Jurisprudences (Riyadh: King Saud University, 1985); Studies in Early Hadith Literature: With a Critical Edition of Some Early Texts (1968; 3ed. Indianapolis: Amenrican Trust Publication, 1992).

28. Joseph Schacht, "A revaluation of Islamic tradition," in Journal of the Royal Asiatic Society 49 (1949) pp. 143-154; "On Mںs* b. شUqbaصs Kit*b al-Magh*z•," in Acta Orientalia 21 (1953) pp. 288-300.

29. William Montagomery Watt, Muhammad at Mecca, Oxford: Clarendon Press, 1953; and Muhammad at Medina, Oxford: Clarendon Press, 1956.

30. Rudi Paret, Mohammed und der Koran: Geschichte und Verkںndigung des arabischen Propheten, Stuttgart: W. Kohlhammer, 1967; 5th ed. Stuttgart: Kohlhammer, 1980.

31. Maxim Rodinson, Mahomet, Paris, 1961.

32. John Wansbrough, The Sectarian Milieu: Content and Composition of Islamic Salvation History, Oxford: Oxford University Press, 1978.

33. Salvation History.

34. برای گزارشی به فارسی, البته ناقص, از دیدگاه های وی نگاه کنید به: اَندرو ریپین, (تحلیل ادبی قرآن, تفسیر و سیره: نگاهی به روش شناسی جان ونزبرو), ترجمه مرتضی کریمی نیا, فصلنامه پژوهشهای قرآنی, سال ششم, ش23ـ24, پاییز و زمستان 1379, ص190ـ217.

35. Patricia Crone & Michael Cook, Hagarism: The Making of Islamic World, Cambridge: Cambridge University Press, 1977.


امکان تدوین سیره ای از پیامبر اکرم عملاً منتفی شد. کتاب بعدی مایکل کوک با عنوان محمد36 که آن را خود به تنهایی در سال 1983 منتشر ساخت, به خوبی نشان دهنده این درماندگی ذهنی سیره نگار غربی است. مؤلف در این کتاب خود, به عکس اثر مشترک قبلی اش با خانم پاتریشیا کرون, صرفاً به تحلیل سیره پیامبر بر مبنای قرآن کریم و منابع متداول می پردازد

و به هیچ روی به سنجش و ارزیابی اعتبار منابع نمی پردازد. مایکل کوک در این کتاب تنها به بازگویی و بازنمایی محتوای منابع اسلامی می پردازد, اما سرانجام به خواننده می گوید که منابع و مدارک این سیره نه تنها مشکوک و غیرقابل اعتمادند, بلکه در بزنگاه های حساسی گمراه کننده اند و عملاً اعتبار تاریخی ندارند!

امروزه سیره شناسی پیامبر اکرم درغرب بر سر دو راهی مانده است: از یک سو بدون نقادی منابع سیره نمی تواند به تدوین تاریخچه ای از زندگی پیامبر اکرم دست بزند, و از سوی دیگر, چون به نقادی متون و منابع کهن اسلامی می پردازد, از تدوین سیره و تاریخ زندگانی عاجز می ماند. حال آیا محقق غربی راه برون شوی از این تنگنا پیش روی خود دارد؟ هارالد موتزکی, از حدیث پژوهان غربی که اخیراً مجموعه مقالاتی در باب سیره را ویرایش و چاپ کرده است,37 در مقدمه کتاب خود اظهار خوش بینی می کند. به اعتقاد وی منشأ این خوش بینی آن است که تردیدهای گذشتگان در اعتبار و وثاقت منابع اسلامی, خود از جهات متعددی خدشه پذیر است. وی نواقص کار پیشینیان را چنین برمی شمارد:

الف. فقدان بررسی های سیستماتیک در باب نقد منابع روایی سیره پیامبر. نخستین تدوین کنندگان سیره نبوی در غرب, هر آنچه که به نظر خود صلاح می دانسته اند, از منابع روایی اسلامی گزینش کرده اند و مطالعات نقدی در باب سیره و مقایسه و تاریخ گذاری این نقل ها و روایات مختلف, پیش شرط اصلی بهره گیری از آن ها به عنوان مصادر تاریخی است.

ب. روش های ارزیابی و سنجش اعتبار روایات سیره تاکنون مورد کم ترین مداقّه قرار نگرفته اند. تقریباً هیچ گونه ملاکی در مقایسه متن روایات وجود نداشته است, و تحلیل اِسناد روایات نیز, با وجود اندک پیشرفت هایی که در یکی دو دهه اخیر داشته است, به ندرت در باب روایات سیره مطرح شده است.

ج. به دلیل این دو نقیصه, بحث و مناقشه در باب اعتبار منابع در سطحی بسیار انتزاعی, و نه بر مبنای خودِ روایات سیره مطرح شده است. تردید و شکاکیت غربیان نسبت به اعتبار این منابع, در دامن بحث های مربوط به روایات فقهی پرورده شده است. برخی مدعی اند که یافته های این حوزه را می توان به روایات سیره نیز تعمیم داد و عده ای نیز با این امر مخالفت می کند; لیکن هیچ یک به تفصیل در جزئیات مسأله و بر مبنای خود منابع سیره تحقیقی نکرده است.

د. بحث در رابطه محتمل میان قرآن به مثابه منبعی تاریخی و روایات فقه, سیره و تفسیر آلوده به اظهارنظرهایی کلی شده است که خود بر مبنای مطالعه در نمونه های خاص و جزئی شکل گرفته اند; بنابراین اعتبار این اظهارات خود جای چون و چرا دارد.

هـ. کتاب هایی که تاکنون در شرح سیره و تاریخ زندگی پیامبر(ص) تألیف شده اند, دامنه محدودی از منابع را در بر می گیرد. این منابع (واقدی, ابن سعد, ابن هشام, طبری), تنها و تنها مجموعه روایات سیره تدوین یافته از قرن سوم هجری هستند. روایات موجود در منابع متأخر هنوز به گونه ای روشمند و سیستماتیک بررسی, و با روایات کهن تر مقایسه نشده اند. بر این ها بیفزاییم شماری از منابع تازه ـ از نوع کهن یا متأخر ـ که در دهه های اخیر منتشر شده و در دسترس محققان قرار گرفته اند. این منابع که شاید تنها نامشان برای محققان غربی آشنا بوده است, مبنای مطالعه و تحقیق در روایات سیره نبوی را به نحو چشمگیری تقویت می کنند و چه بسا بر پاره ای نقاط مبهم در اعتبار منابع سیره پرتویی تازه افکنند.38

_______________________________

36. Michael Cook, Muhammad, Oxford: Oxford University Press, 1983.

37. این کتاب که در سال 2000 میلادی توسط انتشارات بریل در لیدن هلند به چاپ رسیده است, معضل منابع در سیره نگاری پیامبر نام دارد که مجموعه 10 مقاله کوتاه و بلند از محققان غربی در زمینه سیره و حدیث, ارائه شده در پنجاهمین سالگرد تأسیس دپارتمان زبان و فرهنگ خاورمیانه در دانشگاه نایمخن (Nijmegen) هلند (در اکتبر 1997) است. مشخصات کتابشناختی این اثر چنین است:

Harald Motzki (ed.), The Bibliography of Muhammad: The Issue of the Sources, Leiden: E. J. Brill, 2000.

38. Harald Motzki (ed.), The Bibliography of Muhammad: The Issue of the Sources, Leiden: E. J. Brill, 2000, pp. XIV-XV.

در تدوین مقاله حاضر علاوه بر مقدمه این کتاب, از مقدمه ویراستار آقای اُری رُبین بر کتاب زندگانی محمد بهره برده ام. مشخصات کتابشناختی این اثر چنین است:

Uri Rubin, (ed.), The Life of Muhammad, Hampshire: Ashgate Publishing Limited, 1998.

پایان مقاله

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید