shahtorabi2مقالات - تاریخ کشورهای اسلامی   
نویسنده سيد مرتضي حسيني شاه‌ترابي  
1387/09/17 ساعت 15:40:36
shahtorabi2
معرفي
عين الوقايع كتابي است در زمره‌ي ‌تاريخنگاري عمومي و مشتمل بر حوادث تاريخ افغانستان از سال 1207 تا 1324 ه.ق. مي‌باشد. اين كتاب را محمد يوسف رياضي هروي در سال 1324 هجري قمري- 1906 ميلادي-  در شهر مشهدالرضاي رضوي در دوران مهاجرت و دوري از وطن نگاشته است. تصحيح اين كتاب توسط محمد آصف فكرت در سي‌ام بهمن ماه 1368 خورشيدي در شهر مشهدالرضا پايان يافته و در سال 1369 براي نخستين‌بار و با شمارگان دو هزار نسخه به زيور طبع آراسته شده است. "ناشر" اين كتاب "بنياد موقوفات دكتر محمود افشار يزدي" است و كتاب در چاپخانه‌ي دانشگاه تهران چاپ و صحافي گشته است.
نوشته‌اي كه در ادامه مي‌خوانيد، ملاحظه‌اي است در باب اين كتاب و نويسنده‌اش.

 

مؤلف

مؤلف كتاب، همچنان كه ذكر شد محمد يوسف رياضي هروي است. او در دوازدهم ربيع الاول1290 هجري قمري در هرات ديده به جهان گشوده و در  1330 هجري قمري چشم از جهان فرو بسته است. وي فرزند محمد اكبر از قبيله‌ي ابدالي مقيم هرات بود. مادرش دختر رضا قلي خان و نوه‌ي آقامحمد خان بلند از ايل افشار و نياي پدري‌اش محمد اسماعيل خان ابدالي سرعسكر كامران ميرزا- حاكم هرات- بود. پدرش - محمد اكبر- مسؤل برخي از امور ديواني كشور بوده و "رسيدگي به امور هزاره‌ها" را از سوي دولت عهده دار بود.

محمد يوسف، از 12 سالگي شغل دولتي پدرش را كه "رسيدگي به امور هزاره‌ها" بود ادامه داد و به همين دليل مي‌توان گفت: در مورد هزاره‌ها و تاريخ مربوط با آنها تخصص داشت. وي در سال 1302 در هيئتي انگليسي كه به رياست كلنل ريجوي براي تعيين حدود مرزي افغانستان و روسيه وارد شد وظيفه‌ي خدمت به صاحب‌منصبان انگليسي را داشت. چندمدتي را هم به تحصيل علم جغرافيا پرداخت. قواعد مشق نظامي را آموخت و برخي از زبانها را نيز فرا گرفته و تحصيل نمود. او در دوره‌اي هم صاحب ديوان حاكم خراسان بود و به گفته‌ي محمد آصف فكرت (مصحح عين الوقايع): ((او اگر دانشمندترين فرد خاندان ابدالي نبوده باشد، بي‌گمان يكي از دانشمندترين افراد آن خاندان بوده است.)).[1]

 

گرايشات سياسي مؤلف

1.او در ابتداي جواني كارگزار دولت بود و گرايش به انگليس داشت، اما به خاطر اينكه با فرزندان اميرشيرعلي ‌خان روابط خوب و دوستانه‌اي داشت، از طرف دولتمردان متهم به خيانت شد.

2. در 1309ق. در جنگ عبدالرحمن با هزاره‌ها خانواده مؤلف مورد اتهام بيشتر قرار گرفت و به همين سبب، پدرش از افغانستان ترك وطن كرده به ايران مهاجرت نمود. محمد يوسف نيز با پدر به ايران آمد.

3. در شعبان المعظم 1311 كه محمد يوسف براي ازدواج به هرات رفته بود، متهم به همكاري با سردار عبدالمجيد خان نواده‌ي سلطان احمد خان سركار، حكمران سابق هرات بر ضد دولت افغانستان شد و مدتي در ارگ هرات زنداني گرديد.

4. وقتي دستور دستگيري او توسط امارت افغانستان صادر شد، دولت روس با ميانجي‌گري خويش خانواده‌ي وي را به مشهد انتقال داد. او در مشهد نخست خواستار حمايت سياسي اجتماعي از دولت ايران شد. سپس با توجه به خدمات پيشين خود و خانواده‌اش به دولت انگليس، از كنسول انگليس در مشهد استمداد كرد، اما به علت اينكه متهم به دوستي با دولت روس بود مورد پذيرش واقع نشد. سپس از دولت عثماني تقاضاي حمايت سياسي و اجتماعي كرد، اما از آنجا هم پاسخ رد شنيد. سرانجام به دولت روس پناه برد و كنسول روس پذيرفت. به اين ترتيب، تا پايان زندگي اش(1330) مدت 16 سال تحت حمايت مالي و سياسي كنسولگري روس در مشهد قرار گرفت، ليكن در پايان نيز برحسب دلايل سياسي به‌دست روسها كشته شد.

5. او از هواخاهان جدي دولت عثماني بود.[2]

گرايشات مذهبي مؤلف

به روشني مشخص نيست كه رياضي هروي تابع چه مذهبي بوده است، ولي شواهد و دلايل مختلفي موجود است كه مي‌گويند: وي دلبسته‌ي اهل بيت بوده و پيرو هر مذهبي كه بوده، بيش از تاكيد بر مذهب خويش و برجسته نمايي آن، خواستار يكپارچگي و اتحاد مسلمانان بوده است. برخي ز اين شواهد عباررتند از:

1. مرثيه‌هاي متعددي از او در رابطه با اهل بيت پيغمبر(ص) در كليات رياضي برجاي مانده است. از جمله: وي دوازده بند محتشم را استقبال و تخميس كرده است و بارها دم از التجا به آستان مقدس امام رضا(ع) زده و همه‌ي موفقيتهايش را را از عنايت آن حضرت دانسته است. حتي در موردي، از شفاي اعجازآميز بيماري خود به‌دست امام رضا(ع) سخن مي‌گويد.

2. قصيده‌ي ابتدايي او در عين الوقايع كه در مدح چهارده معصوم است، به سبك و بيان شيعي مي‌باشد و قابل توجه است.

3. او پيوسته خود را طرفدار وحدت اسلامي نشان مي‌داد و خواستار رفع اختلاف تشيع و تسنن بود.

4. او با يهوديان- به‌خصوص يهوديان مقيم مشهد- شديداً مخالف بود و اين مخالفت به شدت در آثار او به ديده مي‌شود.

5. وي معتقد بود كه در ابتلايش به بيماري حصبه در 1320 كه قدري هم طولاني شد، شفاي وي به‌دست حضرت فاطمه زهرا(س) بوده است كه در رؤيا به ديار وي آمده و به او فرموده است: چون تو مداح فرزندم حسين مي‌باشي به تو صحت عطا مي‌فرمايم.

 آثار مؤلف

"محمد يوسف رياضي" كتابي از خود برجاي گذاشته است به نام "كليات رياضي" كه "بحرالفوائد" نيز ناميده مي‌شود. اين كتاب در سال 1324 ه.ق. نشر شده است. "كليات رياضي" از نظر بخش‌بندي به "دوازده بخش" نامساوي تقسيم شده و مؤلف آن هربخش را با عنوان نسخه خوانده است:

 1."بيان الواقعه"؛ در 31 صفحه كه مؤلف در آن طي بيان"دوازده سرگذشت"، رخدادهاي زندگي خويش را كه بيشتر آنها طي مدتي كوتاه در خراسان رخ داده شرح نموده است.

 2. "ضياء المعرفه"؛ در بيست صفحه، شامل دوازده حكايت و دو اطلاع در مطالب متفرقه.

 3. "عين الوقايع"؛ در 280 صفحه، در موضوع "تاريخ".

 4. "دفتر دانش"؛ در نوزده صفحه، در اخلاق و مطالب متفرقه.

 5. "پرسش و پاسخ"؛ در يازده صفحه، شرح ملاقات و مناظره‌ي مؤلف با افراد مختلف.

 6. "فيض روحاني" يا ديوان غزليات رياضي؛ در 34 صفحه.

 7." منبع البكاء"؛ در يازده صفحه، "مراثي شهيدان كربلا".

 8. تخميسات؛ پنج صفحه.

 9. رباعيات؛ يك صفحه.

 10. رباعيات؛ يك صفحه.

 11. "اوضاع البلاد"؛ يك برگ، رساله‌ي مختصر جغرافيايي.

 12. "روس و ژاپن"؛ 84 صفحه، در تاريخ و اوضاع روسيه و ژاپن و جنگهاي ميان دو كشور.

  اين مجموعه پس از آنكه بر سنگهاي چاپ كننده نقش بسته به نظر مؤلف رسيده و مؤلف بر آن اصلاحات، تصحيحات و تحشيه‌هايي افزوده است. نسخه‌ي چاپ سنگي "كليات رياضي" در سال 1324 در مشهد منتشر شده و به خط نستعليق محمد حسين بن محمد حسن مهاجر هروي و قطع رحلي است.

 "عين الوقايع" كه مورد بررسي نوشتار حاضر درپي بررسي آن است، در واقع بخشي از "كليات رياضي" است كه به قصد بيان "تاريخ افغانستان" و جنگهاي آن سامان نگارش شده، مؤلف اين موضوع را صريحاً در مقدمه بيان مي‌كند و در عنوان هم تصريح مي‌نمايد: ((عين الوقايع در ماده‌ي تاريخ افغانستان)). هرچند "عين الوقايع" به قصد بيان "تاريخ افغانستان" نگاشته شده، مؤلف آن به بيان وقايع افغانستان اكتفا نكرده و "رخدادهاي سال به سال ايران" و به تدريج "وقايع سالانه‌ي ديگر كشورهاي جهان" را نيز برشمرده است. در نتيجه، به نظر مصحح اين اثر(محمد آصف فكرت): كتاب وضعيتي را به خود گرفته است كه پژوهشگر تاريخ افغانستان به سرعت و به آساني نمي‌تواند مقصود خويش را از آن حاصل كند.[3]

 نسخه‌ي كمياب "كليات رياضي" توسط "ايرج افشار" فرزند دكتر محمود افشار در اختيار "محمدآصف فكرت هروي" قرار گرفته و "فكرت" به پيشنهاد "بنياد موقوفات دكتر محمود افشار"، به بازنگري، استخراج و حاشيه نويسي"بخش افغانستان عين الوقايع" پرداخته است و متن را به صورت امروزين و آراسته تنظيم نموده است.

 به تصريح مصحح كتاب، زبان و بيان متن تصحيح شده، زبان و بيان محمد يوسف رياضي است و مصحح جز افزودن كلماتي در ميان [] و يا ارائه‌ي توضيحاتي در حواشي، دست به تركيب مؤلف نبرده است.

  تصحيح اين كتاب در سي‌ام بهمن ماه 1368 خورشيدي در شهر مشهد رضوي پايان يافته و در سال 1369 براي نخستين‌بار و با شمارگان دوهزار نسخه به زيور طبع آراسته شده است. "ناشر" اين كتاب "بنياد موقوفات دكتر محمود افشار يزدي" است و كتاب در چاپخانه‌ي دانشگاه تهران چاپ و صحافي گشته است.

روش شناسي مؤلف

"عين الوقايع" تاريخي است به ترتيب سالشماري كه در هر سال، نخست وقايع افغانستان و پس از آن رخدادهاي ايران و سپس حوادث مهم كشورهاي آسيا، اروپا، امريكا و افريقا را ذكر كرده است. مصحح همانگونه كه خود نيز در مقدمه‌ي كتاب يادآوري كرده منحصراً مطالب مربوط به افغانستان را دستچين كرده و به چاپ رسانيده است.

البته رياضي، در ذكر وقايع افغانستان فقط به نبردها و حوادث سياسي اكتفا كرده است و در معدودي از موارد به ساير وقايع از قبيل وفات چهره‌هاي فرهنگي كشور مي‌پردازد يا از بيماري و قحطسالي خبر مي‌دهد يا ديگر موارد....

منابع مؤلف در نگارش اين كتاب معلوم نيست، ولي به نظر مي‌رسد در برخي وقايع (به خصوص وقايع سال 1300 به بعد) خود نويسنده شاهد وقايع بوده است؛ مخصوصاً وقايع مربوط به دوران عبدالرحمن خان و در برخي موارد ديگر از اسناد دولتي و نگاشته‌هاي پدر خويش سود جسته است.

وضعيت سياسي و اجتماعي جهان در عصر مؤلف

در اين دوران الكساندر نيكولاويچ (الكساندر دوم) در روسيه سلطنت مي كرد(1855- 1881) كه فردي اصلاح طلب و آزاديخواه بود. وي در سال 1861 بردگي را لغو كرد و سرانجام خود، ترور شد. پس از او پسرش الكساندر سوم به سلطنت نشست (1881- 1894) كه مردي متعصب بود و پايه‌هاي حكومت خويش را بر استبداد بنا نهاد. در دوران او ظلم و ستم بر اقليتهاي مذهبي به‌خصوص يهوديان افزايش يافت. پس از وي، پسرش نيكولاي دوم كه آخرين تزار روسيه بود بر تخت نشست(1894- 1914). او با وجود تحريكات و نهضتهاي انقلابي و تروريستي همچنان به حكومت مطلقه و سركوب گرايانه خود تداوم بخشيد. شكست روسيه در برابر ژاپن(1904- 1905) در زمان او سبب انقلاب روسيه شد كه رياضي هروي در اين باره كتابي جداگانه نگاشته است.

انگلستان نيز، تقريباً در همين زمان، زمامداري ملكه ويكتوريا (1873- 1901) را كه يكي از طولاني‌ترين و برجسته‌ترين ادوار حيات سياسي- اجتماعي در انگلستان بود به خود مي‌ديد. در اين دوران مستعمرات انگلستان توسعه يافت و قسمت بزرگي از خاك هندوستان به تصرف انگلستان درآمد.

وحدت آلمان در اين دوره تحقق يافته و صنايع آن توسعه پيدا كرده بود تابه جايي كه از هر حيث رقيب بزرگي براي انگلستان گشت.

وضعيت سياسي و اجتماعي سرزمينهاي اسلامي در عصر مؤلف

دو قدرت مطرح و بزرگ اسلامي در اين دوره دولتهاي عثماني و ايران بودند كه سلطنت عثماني گرفتار جنگ با روسيه(1877- 1878) و يونان(1879) بود و از روسيه به شدت شكست خورد. بر اثر اين شكست، پيمان "سان استفانو" بر عثماني تحميل شد(1878م.) كه پس از مدتي در كنگره‌ي برلين تغيير يافت و سرانجام به تجزيه‌ي امپراتوري عثماني انجاميد و عبدالحميد- سلطان عثماني وقت -(1876- 1909) براي حفظ باقيمانده‌ي امپراتوري خود طرحدوستي با آلمانها را پياده نمود.

در ايران اين زمان، ناصرالدين شاه قاجار(1264- 1313) حكومت مي‌كرد. او در سال 1290از اروپا ديدن كرد و در بازگشت از اروپا اصلاحاتي از قبيل تاسيس ضرابخانه‌ي جديد، ساماندهي وضعيت پست ايران، تاسيس چاپخانه و... انجام داد. در اين دوران كشورهاي انگليس و فرانسه در ايران حضور فعال داشتند كه احداث راه آهن هشت هزار و هفتصد متري بين تهران و شهر ري از اقدامات فرانسويان بود و واگذاري قرارداد انحصاري خريد و فروش توتون به شركت انگليسي و واكنش شديد و قاطع روحانيت و مرجعيت شيعه‌ي ايران نشانگر حضور پررنگ انگلستان در ايران مي‌باشد.

در ابتداي اين دوره ميان دولت افغانستان و ايران بر سر مالكيت هرات منازعاتي بود كه در نهايت، در سال 1273 هجري قمري بين دو دولت ايران و انگليس معاهده‌اي منعقد شد و به موجب آن مقرر گرديد در برابر تخليه‌ي بنادر و جزاير ايران از نيروهاي اشغالگر انگلستان، دولت ايران نيز سپاه خود را از هرات احضار كند و استقلال افغانستان را به رسميت بشناسد.

در سال 1289 نيز اختلاف بين دو دولت افغانستان و ايران بر سر مسئله تعيين حدود مرزها به دست يك انگليسي به نام گلد اسميد برطرف شد.

از سال 1313 تا 1324 كه دوران سطلنت مظفرالدين شاه در ايران بود، وابستگي دولت و دربار ايران به قدرتهاي روسيه و انگليس افزايش يافت. در همين دوره نهضت مشروطه‌ي ايران آغاز و در 1324 هجري قمري به تشكيل نخستين مجلس شوراي ملي ايران و تصويب قانون اساسي انجاميد.

از 1324 تا 1327 كه دوران پادشاهي محمد علي شاه قاجار بود نهضت مشروطه سركوب شد و مجلس شوراي ملي به توپ بسته شد و استبداد صغير در ايران حاكم گرديد، اما در نهايت با قيامهاي مردمي، دولت او سرنگون و خودش به سفارت روسيه پناهنده شد و پسر 12 ساله‌اش احمد شاه به جاي وي بر تخت نشست. 

وضعيت سياسي و اجتماعي كشور افغانستان در عصر مؤلف

به‌طور دقيق، رياضي در دوران سلطنت امير شيرعلي خان متولد شد. معاصر جنگ دوم افغانستان و انگلستان(1878)، معاهده گندمك(1879) و بر تخت نشستن امير محمد يعقوب خان(1879) بود و دوران سلطنت امير عبدالرحمن(1880 - 1901) را درك كرد. امضاي معاهده ديورند و شورش هزاره‌جات را ديد و بخشي از دوران امير حبيب الله را نيز در قيد حيات بود.

 

ويژگيها و امتيازات كتاب

1. روش سالشماري؛ اين روش مؤلف در بيان رخدادهاي تاريخ افغانستان بسيار به مخاطب كمك مي‌كند تا پيوستگي مطالب و زمان دقيق وقوع هريك را احساس كند و از مجموع حوادث سياسي و اجتماعي هر سال آگاه شود.

2. انتساب مؤلف به ابداليان؛ از آنجايي كه نگارنده‌ي "عين الوقايع" از طايفه‌ي "ابدالي" بوده و خود و پدرش از كارگزاران دولتي محسوب مي‌شده به نظر مي‌رسد اسناد و مدارك متعددي از اوضاع سياسي و اجتماعي افغانستان در دست داشته‌ و به اوضاع احاطه و تسلط خوبي دارا بوده است. به ويژه كه پدران و نياكانش به واقعه نگاري مي‌پرداخته‌اند و چنين مي‌نمايد كه "رياضي" اسناد و گزارش رخدادها را داشته است.[4]

3. حضور در دوران عبدالرحمن؛ يكي از دلايل اهميت اين كتاب، حضور شخص نويسنده‌ي آن در اجتماع سياسي امير عبدالرحمن است. او در دوران تثبيت استبداد امير عبدالرحمن در افغانستان حضور داشته و از نزديك شاهد رفتار امير با شيعيان بوده است و حتي به اتهام روابط دوستانه با آنها از افغانستان گريزان مي‌‌شود. به همين سبب، گزارشات وي درباره‌ي اوضاع شيعيان هرات و هزاره‌جات با توجه به اينكه كتاب در فضايي مصون از تعرض و بازخواست و پي‌جويي دربار عبدالرحمن نگارش يافته قابل توجه است و مي‌تواند اطلاعات ارزنده‌اي از اقدامات دولت افغانستان در اين دوره ارائه دهد.

4. گزارشهاي كتاب در رابطه‌ي با اقدامات انگلستان در افغانستان: از آنجايي كه نويسنده "عين الوقايع" زماني را خود از همكاران دولت انگليس بوده و سپس، از سوي آنها طرد شده و به دولت روس پناهنده بوده است و نيز كتاب خويش را به دور از چتر حمايتي انگلستان نگاشته، اطلاعات مفيدي در رابطه با اقدامات انگلستان در افغانستان عرضه مي‌كند.

كمبودها و نقاط ضعف كتاب

كمبودها و انتقاداتي كه وارد مي‌شود برخي به اصل كتاب و نويسنده معطوف است و برخي نيز به نسخه‌ي تصحيح شده كه عبارتند از:

1. صاحب "عين الوقايع" به ذكر حوادث سياسي اكتفا نموده و در معدودي از موارد برخي از مسائل اجتماعي نظير بيماريها، مهاجرتها و... را بيان مي‌كند و از پرداختن به ديگر مسائل غفلت مي‌كند و به گونه‌اي خود را در زمره‌ي "تاريخ شاهان" حفظ مي‌كند.

2. در کتاب "کلیات ریاضی" یا همان "بحر الفوائد" كه کتاب "عین الوقایع" یک قسمت یا یک بخش آن است بخشهای دیگر  نیز مطالب بسیار سودمندی درباره افغانستان دارند که اين اطلاعات سودمند در کتاب چاپ‌شده(نسخه‌ي تصحيح شده)، نیامده است.[5]

3. در اصل اين کتاب، مطالب دست اول درباره‌ي سرزمین هزارستان یا به تعبیر خود نویسنده بربرستان موجود است که در "عین الوقایع" تصحيح شده از آن خبری نیست. مثل بند امیر، بند بربر و همان افسانه که بین مردم درباره‌ي بند بربر و آمدن حضرت علی(ع) به بلخ و بستن بند بربر وجود دارد.[6]

4. قصه‌ي چهل دختران هزاره که خود را از کوه انداختند تا به‌دست سربازان عبدالرحمن نیافتند، در این کتاب به لسان شعر بيان شده اما در نسخه‌ي چاپ بنياد موقوفات اثري از آن نيست.[7] بدين منوال، اطلاعات و گزارشات مهم ديگري مرتبط با رفتار امير عبدالرحمن در تصحيح از قلم مصحح افتاده است كه برخي از آنها به تصريح شخص مصحح: عامدانه بوده است.[8]

 

پي‌نوشتها

[1] . رياضي هروي، محمد يوسف؛ عين الوقايع؛ تصحيح: فكرت، محمد آصف؛ تهران: بنياد موقوفات دكتر محمود افشار، چ1، 1369ه.ش.، مقدمه مصحح، ص هفت.

[2] . همان، ص شش.

[3] . همان، ص هشت.

[4] . همان، ص نه.

[5] . بصير احمد دولت آبادي، گفتگوي با سايت "پژوهش‌سراي تاريخ افغانستان"، 15 ميزان 1387.

[6] . همانجا.

[7] . همانجا.

[8] . جناب محمد آصف فكرت در بخشي از مطالب "عين الوقايع" ذيل عنوان "بيدادگري امير عبدالرحمن خان بر شيعيان افغانستان" مي‌نويسد: ((به سبب بسيار المناك بودن، سطري چند حذف شده است.)).(همان، ص 228).

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید