نام كتاب: تاريخ تشيع در افغانستان (از آغاز تا قرن هفتم هجري)

 نويسنده: عبدالمجيد ناصري داودي

 ناشر: انتشارات مركز جهاني علوم اسلامي 

    تيراژ : 2000جلد نوبت

    چاپ: اول ، پاييز 1386 خورشيدي 

 

 تشيع در افغانستان تا اين اواخر نه تنها براي مردم ديگر كشورهاي جهان، بلكه فراز و فرود تاريخي و انواع دگرگونيهاي آن طي قرون متمادي يعني از پيدايش تا تثبيت و گسترش سپس سير آن تاكنون براي بسياري از ارباب دانش افغانستان نيز، جزو مجهولات به شمار مي‌رفت و ابعاد گوناگون تاريخ اين مذهب و ويژگيهاي پيروان آن در افغانستان، يكي از ناشناخته‌ترين مقوله‌ها به شمار مي‌آمد. با همه‌ي تلاشهاي قابل ارجي كه در سالهاي اخير در اين وادي چهره بسته است، به ويژه به‌دنبال برآمدن نظام ماركسيستي موسوم به جمهوري دموكراتيك خلق افغانستان پس از پيروزي كودتاي هفت ثور 1357 ش و در پي آن، تجاوز ارتش سرخ بلوك كمونيستي به خصوص اتحاد جماهير شوري سابق و مقاومت همه جانبه مردم افغانستان در برابر آن كه نام افغانستان و مجاهدمردان آن را در جهان طنين انداز نمود و شيعيان هزاره نيز به دليل پيشگامي در قيام اسلامي بر ضد رژيم كابل و نيروهاي اشغالگر و آزادي مناطق خود در رسانه‌هاي بين المللي ومنطقه‌اي را يافتند هنوز درباره ي گذشته‌ي تشيع در افغانستان در آغاز راه قرارداريم و مي‌توان گفت كاري صورت نگرفته است.

براي درك بهتر و روشمند تاريخ تشيع در افغانستان ضرورت دارد پيش از پرداختن به روند تاريخي مذهب تشيع در اين سرزمين، به تعيين محدوده‌ي افغانستان و برخي موضوعات و‌ واژه‌هاي كليدي ديگر بپردازيم و با آگاهي لازم و آمادگي كافي موضوع را پي گيريم؛ هرچند كه حجم مطالب برخي عنوانها، بيش از توضيحات ضروري و متعارف كليدواژه‌ها شود. در اين نوشتار با واژه‌ها و مسائل اساسي فراوان سر و كار داريم كه دانستن برخي آنها در تحصيل چشم اندازي روشن درباره اين موضوع كمك شاياني مي كند؛ از اين رو در ادامه به مهمترين آنها مي‌پردازيم كه عبارتند از وضعيت كنوني افغانستان كه در آن به موقعيت جغرافيايي، آب و هوا، جمعيت و مساحت آن. مطالب مهمي چون اقوام موجود در كشور نيز، مورد شناسايي اجمالي قرار خواهد گرفت. از ميان اقوام موجود در افغانستان، برخي به تشيع شهرت يافته‌اند كه بيشتر شيعه اثناعشري هستند؛ مهمترين آنها: قوم هزاره، قزلباش و خليلي مي باشند. با اين همه امروزه شيعيان، تقريبا با هزاره مترادف شناخته مي شود. قوم هزاره در طول تاريخ بيش از ديگران مورد انواع ستمها، كشتارها و محروميتها قرارگرفته‌اند؛ از اين رو در مورد اين قوم بيشتر توضيح مي‌دهيم. البته در ميان اقوام ديگر (تاجيك، بلوچ، پشتون) نيز شمار اندكي شيعه دوازده امامي و اسماعيلي وجود دارد. چنانچه اقوام كوچك ديگري نيز در افغانستان هستند كه بدانها اشاره خواهد شد. تشيع و مفاهيم آن، بحث بعدي است كه در آن به مسائلي چون مفهوم شيعه در لغت و اصطلاح، انواع فرقه‌هاي شيعه، انديشه شيعيان - به ويژه فرقه اصلي آنان يعني اماميه- نيز اجمالي بررسي مي‌‌شود. اين كتاب در هفت فصل سامان يافته و تاريخ تشيع در افغانستان را از آغاز تا قرن هفتم پي مي‌گيرد: فصل نخست به كليات اختصاص دارد و در آن مباحث مقدماتي چون: شناسايي افغانستان كنوني از لحاظ موقعيت جغرافيايي، جمعيت، تقسيمات داخلي، اقوام، جغرافياي تاريخي و مسائل مربوط به تشيع ارائه شده است؛ فصل دوم به ورود تشيع به افغانستان مي‌پردازد و منطقه‌ي غور كه نخستين منطقه در پذيرش اين مذهب است، مورد بحث قرار گرفته. در اين فصل به محدوده‌ي غور، ورود تشيع به آن، اقوال موجود درباره‌ي تشيع غوريان و سير تشيع تا سقوط غوريان در قرن هفتم پرداخته شده است؛ فصل سوم تاريخ تشيع در منطقه‌ي سيستان (جنوب، جنوب غرب و بخشهايي از شرق افغانستان) را پوشش مي‌دهد و جغرافيا و نفوذ تشيع به آن سرزمين را بررسي مي‌كند و دگرگوني‌هاي گوناگون تاريخي شيعيان را تا قرن هفتم دنبال مي كند؛ فصل چهارم بلخ را هدف قرار داده است و با بيان حدود بلخ پس از اسلام، حضورتشيع در مناطق گوناگون آن و گذشته‌ي شيعيان آن ديار را تا قرن ششم بررسي مي‌كند؛ فصل پنجم وارد تاريخ شيعه درغرب افغانستان شده، سير شيعه و گذشته شيعيان را در هرات و اطراف آن مورد بررسي قرار مي‌دهد؛ فصل ششم يكي از موضوعات مهم در گذشته‌ي شيعيان افغانستان، يعني تعامل آنان با اهل سنت را وجهه‌ي همت خود قرار داده است و مباني تعامل و رويكردهاي گوناگون درباره‌ي آن را به بحث مي‌گذارد. اين فصل روابط شيعيان با اهل سنت افغانستان را از گذشته‌هاي دور تا دوران معاصر برشمرده و بررسي كرده بسي تامل برانگيز و آموزنده است؛ فصل هفتم به علل روي آوردن مردم افغانستان به آيين شيعه پرداخته و زمينه‌هاي مختلف حضور و گسترش مذهب اهل بيت در ميان آنان را برشمرده و به بسياري از پرسشها در اين زمينه پاسخ گفته است. در پايان لازم است بر اين نكته اساسي تاكيد كرد كه بررسي تاريخ تشيع در افغانستان، فقط با انگيزه‌ي كشف حقايق گذشته، افزايش آگاهي از گذشته‌ي طلايي مردم افغانستان و روشن كردن قسمتي از تاريخ ملت ما صورت پذيرفته است. از خداوند بزرگ توفيق ملت افغانستان را در حفظ وحدت ملي، كسب رفاه و عدالت اجتماعي و دوري ازاختلاف مذهبي، زباني، منطقه اي و قومي مسئلت دارم.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید