توّابین، گروهی از شیعیان کوفه بودند که در جمادی الاول سال ۶۵[1] هـ ق به رهبری سلیمان بن صرد خزاعی به خونخواهی امام حسین (ع) قیام کردند[2]و در پیکار با امویان به شهادت رسیدند. آنان شیعیانی بودند که در جریان حادثه کربلاء از یاری امام حسین ع باز مانده بودند. از این رو خود را گناهکار دانسته از کرده خود سخت پشیمان بودند و تنها راه رستگاری و پذیرش توبه خویش را خونخواهی حسین بن علی و کشتن قاتلان او یا کشته شدن در این راه می‌دانستند[3]از این رو در تاریخ به توّابین شهرت یافتند[4]

 

.نهضت توابین دو دوره پنهان و آشکار را طی کرد. چند ماه پس از فاجعه کربلا، حدود صد تن از شیعیان در خانه سلیمان بن صرد خُزاعی گرد آمدند و برای انتقام گرفتن از قاتلان امام حسین علیه السلام هم پیمان شدند.در این جلسه، سلیمان بن صرد، به سبب سبقت در اسلام و مصاحبت با امام علی علیه‌السلام، به رهبری بر گزیده شد[5]. از آن پس توابین تلاش‌های مخفیانه خود را برای گسترش دعوتشان آغاز کردند[6] و سلیمان با ارسال نامه هایی، شیعیان مدائن و بصره را از تصمیمات خود آگاه کرد[7] که رهبران شیعیان این دو شهر به وی پاسخ مثبت دادند. دوره آشکار پس از مرگ یزید بن معاویه و نزاع بر سر جانشینی وی در شام، و قیام مخالفان امویان در عراق و حجاز آغاز گردید. در ابتدا توابین با توجه به اوضاع متزلزل و آشفته سیاسی، قصد تصرف کوفه را داشتند ولی سلیمان به دلیل نفوذی اشراف کوفی که در قتل امام حسین علیه السلام دست داشتند، زمان را مناسب ندانسته و توابین را به گسترش دعوت فراخواند[8]. به زودی شمار توّابین به شانزده هزار تن[9] رسید و انتظار می‌رفت که در موعد مقرر قیام کنند[10]، اما حوادث بعدی و حضورمختار ثقفی و زبیریان در کوفه، پیامدهای ناخوشایندی برای توّابین به بار آورد.مختار[11] و زبیریان هر دو تلاش می کردند تا از توابین در راستای اهداف خود سود ببرند ولی سلیمان با رد درخواست آنان، همکاری با آن ها را انحرافی برای نهضت می دانست. توّابین در آغاز ربیع الاخر سال ۶۵[12]  در اردوگاه نُخَیله (بیرون کوفه) گردآمدنداز شانزده هزار عضو ثبت نام شده تنها چهار هزار تن حاضر شدند و از شیعیان بصره و مدائن خبری نبود.سلیمان به کوفه مأمورانی فرستاد تا با شعار یا لثارات الحسین، بازماندگان را به خروج بر انگیزند.با این همه، پس از سه روزانتظار تنها اندکی از شیعیان به توّابین پیوستند[13]. سلیمان درنگ بیش‌تر را روا ندید و سپاهیان را توجیه کرد که جنگ در کوفه به فتنه و برادرکشی خواهد انجامید، اما اگر بر سپاه عبیداللّه چیره شوند، پیروزی بر قاتلان امام حسین علیه‌السلام در کوفه سهل خواهد بود.[14] توّابین در شامگاه پنجم ربیع الاخر به سوی کربلاء حرکت کردند.در میان راه عده‌ای از ایشان جدا شدند، اما بقیه در کربلا بر مزار امام حسین به عزا نشستند و ازگناهان خویش پوزش طلبیدند[15]،  سپس به سوی شام حرکت کردند.توّابین در عین الورده فرود آمدند[16]. و سلیمان پیش از شروع نبرد، جانشینان خودرا در سپاه معرفی کرد،[17]و برابر سپاه اموی به فرماندهی عبیدالله ابن زیاد آماده نبرد شد. شام در سه نوبت لشکری بین بیست تا سی هزار تن برای جنگ با توّابین گسیل داشت[18]. طلایه داران توابین پیشدستی کرده و طی حمله ای به دشمن غنایمی به چنگ آوردند[19]. نبرد بین توابین و سپاه شام سه روز به درازا کشید  و توّابین با شمار اندک خود به سختی جنگیدند و رهبران آنان یکی پس از دیگری به شهادت رسیدند و عاقبت رفاعه بن شداد با گروهی اندک از توّابین شبانگاه عقب نشستند[20]. توّابین در راه بازگشت با گروهی از شیعیان بصره و مدائن که برای یاری آنان آمده بودند، برخورد کردند و همگی با اندوه فراوان به شهرهای خود بازگشتند[21]. شکست توّابین در عین الورده توان تجدید سازماندهی را از ایشان گرفته بود، بنابراین بازماندگان این واقعه به مختار پیوستند.

سیدجمال موسوی



[1]- مسعودی در مروج الذهب سال 66 ق را گفته است.

[2]- مسعودی علی بن حسین، مروج الذهب، ترجمه ابوالقاسم پاینده ، انتشارات علمی فرهنگی  ، تهران  ،ج دوم ، ص 56.

[3]- طبری محمد بن جریر، تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، نشراساطیر، تهران 1375، ج هفتم، ص 3180. و مروج الذهب پیشین، ص 56.

[4]-  ابن سعد محمد بن سعد، الطبقات الكبري، بيروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵، ج۴، قسم ۲، ص۳۰.

[5]- تاریخ طبری پیشین،  ج هفتم، ص 3182.

[6]-  احمد بن محمد مسکویه، تجارب الامم، چاپ ابوالقاسم امامی، تهران 1366، ج ۲، ص 96.

[7]- ابن کثیر، البدایة والنهایة، ج ۴، چاپ احمدابوملحم و دیگران، بیروت (۱۴۰۵/۱۹۸۵)، ج 4، ص 161- 162.

[8]- تاریخ طبری، ج هفتم، ص 3189.

[9]- تاریخ طبری، ج هفتم، ص 3219.

[10]-  ابن کثیر، البدایة والنهایة،  ج۴، جزء ۸، ص۲۵۰ـ۲۵۱  و ابن اعثم کوفی، الفتوح، حیدرآباد دکن ۱۳۹۲/۱۹۷۲، ج ششم، ص 51-53.

[11]- تاریخ طبری پیشین، ج هفتم، ص 3191 – 3215.

[12]- مسکویه، احمد بن محمد، تجارب الامم، ، چاپ ابوالقاسم امامی، تهران ۱۳۶۶ش، ج۲، ص۱۰۰.

[13]- تاریخ طبری، ج هفتم، ص 3220.

[14]- تاریخ طبری، ج هفتم، ص 3222.

[15]- تاریخ طبری، ج هفتم، ص 3225.

[16]- مروج الذهب پیشین، ص 56.

[17]- ابن‌اثیر عزالدین علی بن محمد، الکامل فی التاریخ،ترجمه ابوالقاسم حالت ، انتشارات علمی فرهنگی، ج 4، صص 180 – 181.

[18]- ابن اعثم کوفی، الفتوح، حیدرآباد دکن، دائرةالمعارف العثمانیة، ۱۳۹۲/۱۹۷۲، ج ششم، ص 81.

[19]- بلاذری، احمد بن یحیی ، انساب الاشراف، ، چاپ گویتین، اورشلیم ۱۹۳۶، چاپ افست بغداد ،بی تا، ج۵، ص۲۱۰.

[20]- ذهبی محمد بن احمد ، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام ،چاپ عمر عبدالسلام تدمری، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰، ، ج۱، ص۴۸. و مروج الذهب پیشین صص 56- 57.

[21]- موفق بن احمد اخطب خوارزم، مقتل الحسین ،چاپ محمد سماوی، نجف ۱۳۶۷ق، ، ج۲، ص۱۹۹.

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید