در دوران امامت امام رضا(ع) هنوز مکتب کلامی اشعری به عنوان مکتبی رقیب برای کلام معتزله ظهور نکرده و چیزی به نام اشعری‏گری نداشتیم؛ آنچه بود، اهل حدیث بود. جبهه مقابل معتزله در این دوره اهل حدیث است و هر مخالفتی که از طرف اهل سنت با معتزله صورت می‏گیرد، تحت عنوان همین نام است. چون آراء و اندیشه‏های معتزلیان را مخالف با ظواهر حدیث و سنت می‏بینند. کلام اشعری اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم ظهور کرد. اهل حدیث نقل را بر عقل ترجیح می‏دادند و معتقد بودند بحث و استدلال در مسائل اعتقادی حرام است و ظواهر حدیث را باید پذیرفت. آنها به باورهایی همچون جبر، غیرمخلوق بودن قرآن، رؤیت خداوند در قیامت و تقدیم شیخین اعتقاد داشتند.

در مقابل، معتزله به شدت عقل‏گرا بودند. آنها در دوران حکومت امویان ظهور کرده و حالا در این زمان با مخالفت هارون روبرو بودند. هارون از مناظره‏های کلامی معتزله جلوگیری می‏کرد و بعضی از متکلمان آنها را به زندان انداخت. اما بعد از دوران هارون، در دوران حکومت مأمون معتزله از حمایت کامل حکومتی برخوردار شدند و به‏طور رسمی به فعالیتشان ادامه دادند.

سیره امام هشتم علی بن موسی الرضا(ع) در مواجهه با همه آنها گفتگوی علمی و منطقی و روشنگری است. شاهد این مدعا هم احادیث و مناظرات متعددی است که از آن حضرت در ارتباط با عقاید این فرقه‏های کلامی در منابع حدیثی باقی مانده است. برای نمونه می‏شود به مناظره امام رضا(ع) در موضوع مسائل خداشناسی با «ابوقره» از سران اهل حدیث و مناظره با «سلیمان مروزی» در موضوع توحید اشاره کرد.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید